برگردان به زبان ساده
کار من بالا نمیگیرد در این شیب بلا
در مضیق حادثاتم بستهٔ بند عنا
هوش مصنوعی: کار من در این شرایط سخت و دشوار پیش نمیرود و در میان این حوادث ناگوار، به دام مشکلات گرفتار شدهام.
میکنم جهدی کزین خضرای خذلان برپرم
حبّذا روزی که این توفیق یابم حبّذا
هوش مصنوعی: به تلاش خود ادامه میدهم تا از این ناآرامیها و مشکلات رهایی یابم. روزی را در نظر دارم که موفق شوم و از این وضعیت خارج شوم. چه خوب خواهد بود!
صبح آخر دیدهای؟ بختم چنان شد پردهدر
صبح اول دیدهای؟ عمرم چنان شد کمبقا
هوش مصنوعی: آیا تا به حال صبح آخر را مشاهده کردهای؟ سرنوشتم به گونهای رقم خورد که در صبح اول، عمر من به سرعت گذشت و طولانی نشد.
با که گیرم انس کز اهل وفا بیروزیم
من چنین بیروزیم یا نیست در عالم وفا
هوش مصنوعی: با کی دوست شوم، وقتی که از وفاداری بیبهرهام؟ من اینگونه بیخبر از روزگارم و آیا در جهان وفاداری وجود دارد یا نه؟
در همه شروان مرا حاصل نیامد نیمدوست
دوست خود ناممکن است ای کاش بودی آشنا
هوش مصنوعی: در تمام زندگیام در شروان هیچ چیزی به دست نیاوردم. داشتن دوستی که با او آشنا نیستم امکانپذیر نیست. کاش تو هم در کنارم بودی و آشنا بودی.
من حسین وقت و نااهلان یزید و شمرِ من
روزگارم جمله عاشورا و شروان کربلا
هوش مصنوعی: من حسین هستم و نااهلان را یزید و شمر میدانم. روزگار من مانند عاشورا و کربلاست.
ای عراق الله جارُک، نیک مشغوفم به تو
وی خراسان عمرک الله سخت مشتاقم تو را
هوش مصنوعی: ای عراق، خداوند تو را دوست دارد و من به خاطر تو شاد و خوشحالم. همچنین، به خراسان هم علاقه زیادی دارم و به خاطر آنجا هم بسیار مشتاق و منتظرم.
گرچه جان از روزن چشم از شما بیروزی است
از دریچهٔ گوش میبیند شعاعات شما
هوش مصنوعی: هرچند که از طریق چشم نمیتوانم به شما دسترسی داشته باشم و از شما بیبهرهام، اما از طریق گوش میتوانم نور و زیبایی شما را ببینم و حس کنم.
عذر من دانید کاینجا پایبستِ مادرم
هدیهٔ جانم روان دارید بر دست صبا
هوش مصنوعی: من از شما میخواهم که بدانید چرا من اینجا هستم. مادرم دلیل وجود من است و روح من را به دست نسیمی که در حال وزیدن است، تقدیم کنید.
تشنهٔ دل تفتهام از دجله آریدم شراب
دردمند زارم از بغداد سازیدم دوا
هوش مصنوعی: من با دلِ تشنه و آتشین از دجله شراب مینوشم، و از درد و زاری که دارم، از بغداد دوا میسازم.
بوی راحت چون توان برد از مزاج این دیار؟
نوشدارو چون توان جست از دهان اژدها؟
هوش مصنوعی: بوی آرامش را از فضای این سرزمین میتوان استشمام کرد، اما به دست آوردن دارویی شفا بخش از دهان اژدهای خطرناک، کار آسانی نیست.
پیش ما بینی کریمانی که گاهِ مائده
ماکیان بر در کنند و گربه در زندان سرا
در اینجا کریمانی میبینی که هنگام گستردن خوان، ماکیان را بیرون میکنند که مبادا ریزهای برچینند و گربه را زندانی، که مبادا لقمهای برباید. (به استناد صفحه 15، شرح دیوان خاقانی، نسخه خطی مجلس، به شماره ثبت 89712)
گر برای شوربائی بر در اینها شوی
اولت سکبا دهند از چهره آنگه شوربا
اگر برای شوربا به در خانهٔ آنها بروی، نخست ترشرویی میکنند و سپس شوربا میدهند. (سِکبا، آش سرکه است و به مفهوم ترشرویی)
مردم ای خاقانی اهریمن شدند از خشم و ظلم
در عدم نه روی، کآنجا بینی انصاف و رضا
هوش مصنوعی: ای مردم! خاقانی میگوید که انسانها به خاطر خشم و ظلمی که در این دنیا وجود دارد، به موجودات بدی تبدیل شدهاند. در این حالت از نبود عدالت و رضایت، نمیتوان انصاف و خوشنودی را دید.