برگردان به زبان ساده
بس وفا پرورد یاری داشتم
بس به راحت روزگاری داشتم
هوش مصنوعی: من دوستی داشتم که بسیار به من وفادار بود و در زندگی لحظات راحت و خوشی را با او سپری کردم.
چشم بد دریافت کارم تیره کرد
گرنه روشن روی کاری داشتم
هوش مصنوعی: چشم حسود باعث شد که کارهایم خراب شود، وگرنه کار خوبی در پیش داشتم.
از لب و دندان من بدرود باد
خوان آن سلوت که باری داشتم
هوش مصنوعی: از لب و دندان من خداحافظی کن، زیرا که دیگر آن روایت دلنشین را ندارم که قبلاً داشتم.
گنج دولت میشمردم لاجرم
در هر انگشتی شماری داشتم
هوش مصنوعی: من ثروت و داراییام را میشمردم و به همین دلیل در هر انگشتم نشانهای از آن داشتم.
خنده در لب گوئی اهلی داشتی
گریه در بر گویم آری داشتم
هوش مصنوعی: تو را میبینم که لبخند بر لب داری و گویی خوشحالی، اما در دل من آگاهی از غم و گریهای نهان وجود دارد.
من نبودم بیدل و یار این چنین
هم دلی هم یار غاری داشتم
هوش مصنوعی: من بدون دل و یاری نبودم و چنین نیست که همیشه تنها باشم؛ در دل خود همیشه همدلی و یاری داشتم.
آن نه یار آن یادگار عمر
بس به آئین یادگاری داشتم
هوش مصنوعی: او دیگر آن محبوب نیست، بلکه فقط یادگاری از عمر من باقی مانده که به یادش دارم.
راز من بیگانه کس نشنیده بود
کاشنا دل رازداری داشتم
هوش مصنوعی: راز من را هیچ کس نمیدانست، زیرا من در دل رازداری داشتم.
هرگز از هیچ اندهم انده نبود
کز جهان انده گساری داشتم
هوش مصنوعی: هرگز از هیچ نوع نگرانی و اندوهی ناراحت نبودم، چون همیشه از دنیای غم و اندوه فاصله داشتم.
انده آن خوردم که بایستی مرا
کاندر انده اختیاری داشتم
هوش مصنوعی: من به آن اندوهی دچار شدم که باید دچار میشدم، زیرا در این اندوه، اختیاری از خود نداشتم.
آن دل دل کو که در میدان لهو
از طرب دلدل سواری داشتم
هوش مصنوعی: دل بسان دل من بود که در میدان شادی و خوشی، با طرب و سرور، هنوز سرشار از لذت و شادمانی است.
پیش کز بختم خزان غم رسید
هم به باغ دل بهاری داشتم
هوش مصنوعی: در زمانی که غم و ناراحتی بر زندگیام سایه افکنده، هنوز در دل خود شادی و خوشیای مانند بهار داشتم.
بارم انده ریخت بیخم غم شکست
گرنه باری بیخ و باری داشتم
هوش مصنوعی: غم به دل من افتاده و آن را شکسته است. اگرچه قبلاً بار و باری داشتم، اکنون احساس سستی و بیحالی میکنم.
نی بدم آتش ز من در من فتاد
کاندرون دل شراری داشتم
هوش مصنوعی: من به مانند نی دارم آتشی که به درونم افتاده است، چون در قلبم جرقهای روشن داشتم.
کس مرا باور ندارد کز نخست
کار ساز و ساز کاری داشتم
هوش مصنوعی: هیچ کسی به من ایمان ندارد که از همان ابتدا کاری خلاقانه و هنری انجام میدادم.
من ز بییاری چو در خود بنگرم
هم نپندارم که یاری داشتم
هوش مصنوعی: وقتی به درون خودم نگاه میکنم و احساس تنهایی میکنم، حتی نمیتوانم فکر کنم که روزی کسی به کمکم آمده بود.