برگردان به زبان ساده
عافیت را نشان نمییابم
وز بلاها امان نمییابم
هوش مصنوعی: من آرامش را در زندگی احساس نمیکنم و از مشکلات و سختیها به دور نمیمانم.
میپرم مرغ وار گرد جهان
هیچ جا آشیان نمییابم
هوش مصنوعی: من مانند یک پرنده در حال پرواز هستم و به دور جهان میچرخم، اما هیچجا نمیتوانم جایی برای استراحت و آرامش پیدا کنم.
نیست شب کز رخ و سرشک بهم
صد بهار و خزان نمییابم
هوش مصنوعی: هیچ شبی نیست که از چهره و اشک تو، صد بهار و پاییز را نچشم و احساس نکنم.
دل گم گشته را همی جویم
سالها شد نشان نمییابم
هوش مصنوعی: سالهاست که در جستجوی دل گمشدهام هستم، اما هرگز نتوانستهام نشانهای از آن بیابم.
خوارش افکند می به خاک چه سود
راه بر آسمان نمییابم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه او را به زمین انداختند و به او بیاحترامی کردند، چه فایدهای دارد که من راهی به آسمان نیافتهام؟
دولت اندر هنر بسی جستم
هر دو در یک مکان نمییابم
هوش مصنوعی: من در جستجوی خوشبختی و هنر بودهام، اما نمیتوانم هر دو را در یک جا پیدا کنم.
گوئیا آب و آتشند این دو
که به هم صلحشان نمییابم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد این دو نفر مانند آب و آتش هستند و هیچگاه نمیتوانند با هم توافق کنند.
زین گرانمایه نقد کیسهٔ عمر
حاصل الا زیان نمییابم
هوش مصنوعی: از این دارایی ارزشمند که عمرم است، تنها به زیان دست مییابم و چیز دیگری کسب نمیکنم.
بخت اگر آسمانی است چرا
بر خودش پاسبان نمییابم
هوش مصنوعی: اگر بخت و اقبال به نوعی آسمانی و مقدس است، پس چرا نمیتوانم کسی را پیدا کنم که از آن محافظت کند و از آن نگهداری کند؟
بهر نوزادگان خاطر خویش
بخت را دایگان نمییابم
هوش مصنوعی: برای نوزادان، نمیتوانم بخت خوش را یکی از صفات خود بدانم.
خوان جان ساختن چه سود که من
به سزا میهمان نمییابم
هوش مصنوعی: به چه درد میخورد که برای مهمانی سفرهای پر زرق و برق بچینم، در حالی که من نتوانم میهمان لایق و شایستهای پیدا کنم؟
زاغ حرص و همای همت را
ریزه و استخوان نمییابم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم چیزی از زاغ و همای ببینم که نشاندهندهی حرص و همت باشد؛ هیچ دستاوردی برای آنها نمییابم.
خویشتن خوار کردهام چو مور
چه توان کرد نان نمییابم
هوش مصنوعی: خود را به اندازهی یک مور کوچک کردهام و در این وضعیت چه کاری میتوانم انجام دهم، زیرا نمیتوانم نان پیدا کنم.
چون نترسم که در نشیمن دیو
هیچ تعویذ جان نمییابم
هوش مصنوعی: اگر از دیو در خانه نترسم، دیگر هیچ دعا و طلسمی نمیتواند جان مرا نجات دهد.
بس سبع خانهاس است کاندر وی
همدمی ایرمان نمییابم
هوش مصنوعی: این خانه بسیار بیرحم و خشن است که در آن هیچ همدم و یاری برای من پیدا نمیشود.
یک جهان آدمی همی بینم
مردمی در میان نمییابم
هوش مصنوعی: من در دنیا آدمهای زیادی میبینم، ولی هیچ انسانی در میان آنها پیدا نمیکنم.
دشمنان دست کین برآوردند
دوستی مهربان نمییابم
هوش مصنوعی: دشمنان با کینه و دشمنی خود به میدان آمدند و من نتوانستم دوستی مهربان پیدا کنم.
هم به دشمن درون گریزم از آنک
یاری از دوستان نمییابم
هوش مصنوعی: من از دشمنی که در درونم است فرار میکنم، زیرا نمیتوانم از دوستانم یاری بزنم.
عهد یاران باستانی را
تازه چون بوستان نمییابم
هوش مصنوعی: دوستی و همکاری با دوستان قدیمی را مثل روزهای خوب گذشته نمیتوانم دوباره تجربه کنم.
همه فرعون و گرگ پیشه شدند
من عصا و شبان نمییابم
هوش مصنوعی: در این مصرع، شاعر از وضعیت ناگوار جامعه سخن میگوید که همه به نوعی ظلم و ستمگر تبدیل شدهاند و در این میان، افرادی که میتوانند هدایت و راهنمایی کنند، نایاب شدهاند. به عبارتی دیگر، در میان این همه فساد و سرکوب، نشانی از رهبری و ساماندهی وجود ندارد.
ز آن نمط کارزوی خاقانی است
جای جز بر کران نمییابم
هوش مصنوعی: از این نوع سخن گفتن خاقانی است و من در هیچجای دیگری جز در آستانۀ او نمیتوانم مقامی پیدا کنم.
در زمانه پناه خویش الا
در شاه جهان نمییابم
هوش مصنوعی: در این زمانه هیچ کجای امن و پناهی جز در کنار پادشاه جهان پیدا نمیکنم.