برگردان به زبان ساده
بخ بخ ای بخت و خه خه ای دلدار
هم وفادار و هم جفا بُردار
هوش مصنوعی: ای بخت خوش و دلدار عزیز، تو هم وفاداری و هم میتوانی سختی را تحمل کنی.
من تو را زان سوی جهان جویان
تو بدین سو سرم گرفته کنار
هوش مصنوعی: من در جستجوی تو از آن سوی دنیا هستم و امروز احساس میکنم که تو را در کنار خود دارم.
طفل میخواندمت، زهی بالغ
مست میگفتمت، زهی هشیار
هوش مصنوعی: به تو میگفتم کودک، اما اکنون با کمال میل و شور و شعف بزرگ و بالغی شدهای. به تو میگفتم که هشیار و آگاه هستی.
من تو را طفل خفته چون خوانم
که تویی خواب دیدهٔ بیدار
هوش مصنوعی: من تو را مانند کودکی خوابیده تصور میکنم، در حالی که تو خود بیدار و رؤیاهایی در سر داری.
یا شبانگه لقات چون دانم
تو چنین تازه صبح صادق وار
هوش مصنوعی: ای شبان، چگونه میتوانم در تاریکی شب تو را ملاقات کنم، در حالی که تو همچون صبحی تازه و روشنایی بخش هستی؟
دست بر سر زنی گرت گویم
کن بهین عمر رفته باز پس آر
هوش مصنوعی: اگر به زنی دست بگذاری و بگویی بهترین لحظات عمر رفتهات را به من بازگردان، تا چه حد میتوانی این را از او بخواهی؟
ور تو خواهی در اجری امسال
آوری خط محو کردهٔ پار
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، میتوانی در این سال، خطی که محو شده است را دوباره به یادگار بیاوری.
هر چه بخشم به دست مزد از من
نپذیری و بس کنی پیکار
هوش مصنوعی: هر چه که من به تو بدهم، تو هیچ گونه از من قبول نمیکنی و فقط به مبارزه ادامه میدهی.
من ز بیکاری ارچه در کارم
به سلاح تو میکنم پیکار
هوش مصنوعی: اگرچه در کار خود مشغول هستم و بیکار نیستم، اما به خاطر تو و برای تو به مبارزه میپردازم.
سر نیزه زد آسمان در خاک
که تویی آفتاب نیزه گذار
هوش مصنوعی: آسمان مانند نوک نیزه به زمین میکوبد و تو همان خورشید هستی که در آنجا درخشش داری.
شهره مرغی به شهر بند قفس
قفس آبنوس لیل و نهار
هوش مصنوعی: مرغی معروف در میان مردم، گرفتار در قفسی از چوب درخت آبنوس، که شب و روز او را در آن نگه میدارند.
طیرانت چو دور فکرت من
بر ازین نه مقرنس دوار
هوش مصنوعی: پرندگان شما وقتی از فکر من دور میشوند، دیگر به این شکل به دور نمیچرخند.
عهد نامهٔ وفات زیر پر است
گنج نامهٔ بقات در منقار
هوش مصنوعی: عهد و پیمانی که به پایان زندگی من مربوط میشود، در زیر پر من محفوظ است و گنجینهای از زندگی جاودان در چنگ من است.
دانه از خوشهٔ فلک خوردی
که به پرواز رستی از تیمار
هوش مصنوعی: تو از خوشهٔ سرنوشت بهرهبردهای و به آرامش و آزادی رسیدهای.
تشنه دارند مرغ پروازی
که چو سیراب گشت ماند از کار
هوش مصنوعی: مرغ پروازی که از تشنگی رنج میبرد، وقتی که سیراب شد، دیگر به کار خود ادامه نمیدهد و متوقف میشود.
تو ز آب حیات سیرابی
که چو ماهی در آبی از پروار
هوش مصنوعی: تو از آب حیات سیراب هستی، مانند ماهیای که در آب پرورش یافته و زندگی میکند.
هدهدی کز عروس ملک مرا
خبر آور تویی و نامه سپار
هوش مصنوعی: تو ای هدهد که خبر عروس پادشاه را برای من آوردی و نامه را نیز به من سپردی.
گلبن تازهای و نیست تو را
چون گل نخل بند تیزی خار
هوش مصنوعی: باغی تازه و زیبا هستی، اما هیچکس به زیبایی و طراوت تو مانند گل نخل نمیرسد و کسی هم اشارهای به تیرگی و زخمهای اطراف تو ندارد.
شاه باز سپید روزی از آنک
شویی از زاغ شب سیاهی قار
هوش مصنوعی: یک روز، شاهین سفید که نشانگر روز و روشنی است، از زاغ سیاه شب فاصله میگیرد و به سوی روشنی میرود. این تصویر به نوعی نمایانگر پیروزی نور بر تاریکی و حرکت به سمت روشنایی است.
اینت شه باز کز پی چو منی
صید نسرین کردهای نهمار
هوش مصنوعی: ای شیریندلی که به دنبال کسی مانند من میگردی، گل نسرین را به دام انداختهای.
که مرا در سه ماه با دو امام
به یکی سال دادهای دیدار
هوش مصنوعی: تو در طی سه ماه، با دو امام، به من فرصتی دادهای که به اندازه یک سال دیدار داشته باشم.
دو امام زمان، دو رکن الدین
دو قوی رکن کعبهٔ اسرار
هوش مصنوعی: دو فرد مهم و کلیدی در دین و اصول مذهبی، مانند دو پایهای هستند که ساختار اصلی کعبهٔ اسرار را استوار نگه میدارند.
به موالات این دو رکن شریف
هم تمسک کنم هم استظهار
هوش مصنوعی: من به این دو پایه بزرگ و ارزشمند، هم پناه میبرم و هم از آنها یاری میطلبم.
که به عمر دراز هست مرا
خدمت هر دو رکن پذرفتار
هوش مصنوعی: من در طول عمرم به خدمت هر دو رکن اصلی کاملاً متعهد و آمادهام.
آری این دولتی است سال آورد
چه عجب سال دولت آرد بار
هوش مصنوعی: این حقیقت دارد که این کشور به اندازهای ثروتمند و پرنعمت است که به وفور نعمت و برکت میبخشد، و جالب است که در سالهای متمادی، ثبات و فراوانی را به ارمغان میآورد.
دو فتوح است تازه در یک وقت
دو لطیفه است سفته در یک تار
هوش مصنوعی: در یک زمان، دو پیروزی جدید به دست آمده است و همزمان، دو نکته و ظرافت ناب نیز در یک لحظه وجود دارد.
هر دو رکن جهان مرد میاند
آدمی مجتبی و عیسی یار
هوش مصنوعی: دو عنصر اصلی جهان، مردان هستند؛ یکی آدمی به نام مجتبی و دیگری عیسی که دوست یکدیگرند.
هر دو رکن افسر وجود آرای
هر دو رکن اختر سعود نگار
هوش مصنوعی: دو عنصر اصلی وجود، زیور و زینت هستند که هر یک به نوعی درخشش و روشنی خاص خود را دارند.
شدم از سعد اتصال دو رکن
خالالسیر ز آفت اشرار
هوش مصنوعی: در اثر ارتباط با سعد، به دو رکن مهم پیوستم و مانند نشانهای از سیمرغ، از خطرات و آسیبهای افراد بد دور شدم.
این چو رکن هوا لطافت پاش
و آن چو رکن زمین خلافت دار
هوش مصنوعی: این به نوعی به دو جنبه از وجود انسان اشاره دارد: یکی جنبهی لطیف و روحانی که شبیه به آسمان و هواست و دیگری جنبهی ملموس و زمینی که به عنوان قدرت و مسئولیت در زمین شناخته میشود. آنچه در آسمان هست، نشاندهندهی لطافت و ظرافت است و آنچه در زمین است، نشان از حکمرانی و مدیریت دارد.
وهم این رکن چون مقوم روح
چار ارکان جسم را معیار
هوش مصنوعی: وهم، همانطور که یک اصل مهم برای روح محسوب میشود، در واقع میتواند به عنوان معیاری برای ارکان جسم نیز به شمار آید.
کلک آن رکن چون مهندس عقل
پنج دکان شرع را معمار
هوش مصنوعی: آن کیست که با مهارت و اندیشهاش، پی به ساخت و ساز اصول دین میبرد و به مانند معمار، پنج بخش اساسی آن را میسازد؟
این زخوی حاکمی ملک عصمت
و آن ز ری عالمی فلک مقدار
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که یکی از ویژگیهای حاکمیت در دنیای روحانی، پاکی و معصومیت است و دیگری تأثیراتی است که از جهان آسمانی بر افراد و موجودات میگذارد. به طور کلی، اشارهای به تأثیراتی که قدرت و مقام در جهان بر معنویات و روح انسانها دارد، دارد.
نام خوی زین چو روی ری تازه
کار ری ز آن چو نقد خوی به عیار
هوش مصنوعی: نام نیک و چهرهی زیبا مثل ری تازه است، و شخصی که به خود ارزش و اعتبار میدهد، مانند یک طلا با خلوص بالا است.
روی این در ری آفتاب اشراق
خوی او در خوی او رمزد آثار
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و درخشش خاصی اشاره شده که از وجود او ساطع میشود. این درخشش و جلوهگری به نوعی نمایانگر عمق شخصیت و ویژگیهای درونی اوست که به نوعی در هنر و آثارش نمود پیدا کرده است. به این معنی که وجود او از جذابیتی برخوردار است که بر همه چیز پیرامونش تأثیر میگذارد و این آثار، نشانههای آن درخشش هستند.
رکن خوی حبر شافعی توفیق
رکن ری صدر بوحنیفه شعار
هوش مصنوعی: شخصیت تو مانند ویژگیهای اعتقادی و فکری افرادی است که پیشوای دین و علم محسوب میشوند. توفیق تو در زندگی و موفقیتهای معنوی همچون ستونهایی است که از آراء و دیدگاههای بزرگترین فقیهان برآمدهاند.
با وجود چنین دو حجت شرع
ری و خوی کوفه دان و مصر شمار
هوش مصنوعی: با وجود چنین دلایل و نشانههای روشن، میتوان به طور قطع به شهرهای ری، خوی، کوفه و مصر اشاره کرد.
هاری از حلم رکن خوی در تب
هان خوی سردش آنک آب بحار
هوش مصنوعی: از صبر و بردباری خود دست نکش، زیرا که در مواجهه با سختیها و مشکلات، باید آرامش خود را حفظ کنی. در حقیقت، آرامش و صبر در مواجهه با طوفانهای زندگی، همچون آب آرامی در دریاهاست که میتواند به تو کمک کند.
ری از آن رکن مصر ریان است
اوست ریان ز علم و هم ناهار
هوش مصنوعی: ری در واقع نماد و نمایانگر علم و دانش است و از طرفی به خاطر تصوری که از ناهار دارد، به او لقب ریان داده شده است. به این معنا که ری به واسطه دانش و آگاهیاش، درخور ستایش و توجه قرار میگیرد.
این حدیث نبی کند تلقین
وان علوم رضی کند تکرار
هوش مصنوعی: این سخن پیامبر به ما آموزش میدهد و آن علوم مورد رضایت، بارها تکرار میشود.
مجلس هر دو رکن را خوانند
کعب احبار و کعبهٔ اخبار
هوش مصنوعی: در این مجلس، هم کعب احبار و هم کعبهٔ اخبار را مورد توجه قرار میدهند.
هر دو فتاح و رمز را مفتاح
هر دو سردار و علم را بندار
هوش مصنوعی: هر دو به دروازهها و کلیدها دسترسی دارند و هر دو رهبر و علمدار هستند.
دو علی عصمت و دو جعفر جاه
این یکی صادق آن دگر طیار
هوش مصنوعی: دو علی که یکی از آنها معصوم و دیگری دارای علم و مقام است، و دو جعفر که یکی از آنها راستگو و دیگری پرندهای بلندپرواز است.
وز سوم جعفر ار سخن رانم
بر مک از آن خویش دارد عار
هوش مصنوعی: اگر من دربارهی جعفر سوم صحبت کنم، باید از آن خودم شرمنده باشم.
هر دو از هیبت و هبت به دو وقت
همچو گل خاضع و چو مل جبار
هوش مصنوعی: هر دو در دو زمان مختلف، به خاطر وقار و عظمت خود، مانند گلی خاضع و نازک، و مانند ملکهای قدرتمند و با جلال هستند.
هر دو برجیس علم و کیوان حلم
هر دو خورشید جود و قطب وقار
هوش مصنوعی: هر دو به عنوان نمادهای دانش و بردباری هستند و به مانند دو خورشید درخشان از generosity و آرامش برخوردارند.
خود بر این هر دو قطب میگردد
فلک شرع احمد مختار
هوش مصنوعی: فلک بر اساس قانون و قانونگذاری پیامبر اکرم (ص) میچرخد و هر دو قطب هستی تحت تأثیر این قوانین هستند.
شرع را زین دو قطب نیست گزیر
که فلک راست بر دو قطب مدار
هوش مصنوعی: شرع و قوانین دین از دو محور اصلی خارج نمیشود، زیرا همانطور که زمین به دور دو قطب میچرخد، زندگی نیز تحت تأثیر این اصول قرار دارد.
هر دو چون کوه و گنج خانهٔ علم
هر دو بحر از درون ول زخار
هوش مصنوعی: هر دو مانند کوه هستند و خانهای پر از علم دارند، هر دو مانند دریا از عمق خود غنی و پربارند.
بحر در کوه بین کنون پس از آنک
کوه در بحر دیدهای بسیار
هوش مصنوعی: به دریا در کوه نگاه کن، حالا که کوه را در دریا دیدهای!
هر دو زنبور خانهٔ شهوات
کرده غارت چو حیدر کرار
هوش مصنوعی: در اینجا دو زنبور به مثابه افرادی هستند که به دنیا و خوشیهای آن علاقهمند شده و از لذتهای دنیوی بهرهمند میشوند. این افراد با شجاعت و قدرت، مانند حیدر کرار، به دنبال خواستههای خود هستند و زندگی خود را در این مسیر پر از شهوات و آرزوها میگذرانند.
چون علی کاینه نگاه کند
دو علی بین به علم وحی گزار
هوش مصنوعی: وقتی علی به طرز عمیق و دقیق نگریست، به دو خصلت بزرگ که در دانش و آگاهی به حقیقت وجود دارد، پی برد.
هر دو رکنند راعی دل من
عمر آن بین مراعی عمار
هوش مصنوعی: هر دو آنها نگهبان دل من هستند و من در این زندگی میگردم و به این نگاه میکنم که چه چیزی برای من بنا و عمر میآورد.
این به تبریز ز آب چشمهٔ خضر
کرده جلاب جان و من ناهار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و نشاطی اشاره دارد که از آب چشمهٔ خضر در تبریز ناشی میشود. این آب جان تازهای به انسان میبخشد و مانند یک ناهار دلپذیر است که روح را شاداب میکند.
آن بری قالب مرا چو مسیح
داد تریاک و روح من بیمار
هوش مصنوعی: شما چنان مرا تحت تأثیر قرار دادی که مانند مسیح، زندگی و روح من را از بیماری نجات میدهی.
این مرا زائر، آن مرا عائذ
این مرا مخلص، آن مرا دل دار
هوش مصنوعی: این شخص مرا زائر میداند، و آن شخص به من پناه میآورد. یکی از آنان به من اخلاص و صداقت میدهد، و دیگری دلباختهام است.
چه عجب کامده است ذو القرنین
به سلام برهمنی در غار
هوش مصنوعی: به چه شگفتی، ذو القرنین به سلام بر یک برهمن در غار آمده است.
بر در پیر شاه مرو گشای
ارسلان آمد و ندادش بار
هوش مصنوعی: در کنار در قدیمی پادشاه، ارسلان آمد اما هیچ کمکی به او نشد و بار او را نپذیرفتند.
شاه سنجر شدی به هر هفته
به سلام دو کفش گر یک بار
هوش مصنوعی: شاه سنجر هر هفته به دیدار فرستادهای میرود، حتی اگر یک بار هم باشد که او را سجده و احترام کند.
شمس نزد اسد رود مادام
روح سوی جسد رود هموار
هوش مصنوعی: شمس همیشه در کنار اسد است و روح به سمت جسد روانه میشود و این مسیر هموار است.
ذره را آفتاب بنوازد
گر برش قدر نیست در مقدار
هوش مصنوعی: اگرچه ذرهای کوچک است و دارای ارزش زیادی نیست، اما اگر آفتاب به آن محبت کند و آن را گرم کند، به خاطر وجود آن محبت، احساس اهمیت میکند.
کنم از حمد و مدح این دو امام
ری و خوی را ز محمدت دو ازار
هوش مصنوعی: من در ستایش و توصیف این دو امام از ری و خوی، از پیامبر تو، دو هزار بار شکرگزاری میکنم.
به خدایی که هم ز عطسهٔ خوک
موش را در جهان کند دیدار
هوش مصنوعی: به خدایی که حتی در اثر عطسه خوک، موش را در جهان میبیند.
که کرمشان به عطسه ماند راست
کید الحمد واجب آخر کار
هوش مصنوعی: کرم آنها به تاثیر عطسهی دیگری باقی ماند و در نهایت سپاسگزاری و شکرگزاری واجب شد.
گرچه قبله یکی است خاقانی
روی و خوی دان دو قبلهٔ زوار
هوش مصنوعی: هرچند که همه به یک سمت نماز میخوانند، خاقانی، تویی و نیازی به دانستن دو زوایه جداگانه نیست.
ربع مسکو ز شکر پر کردی
هم نشد گفته عشری از اعشار
هوش مصنوعی: تو ربع مسکو را از شکر پر کردی، اما حتی یک دهم از ارزش عشق را هم نتوانستی بگویی.
من به ری مکرمی دگر دارم
بکر افلاک و حاصل ادوار
هوش مصنوعی: من در ری شخصیتی برجسته و نیکو دارم که تا به آسمانها و ثمرات زمانها پیش رفته است.
صدر مشروح صدر تاج الدین
کوست صدر صدور و فخر کبار
هوش مصنوعی: صدر مشروح، که نامش تاج الدین است، اصلیترین شخص در میان دیگران است و به عنوان فخر بزرگان شناخته میشود.
چون خط جود خوانی از اشراف
چون دم زهد رانی از اخیار
هوش مصنوعی: زمانی که سخن از بخشش و کرم نیکوکاران و بزرگان به میان میآید، مثل اینکه نیازمندان و دلسوختگان در حال سخن گفتن از صفات نیکو آنها هستند.
تاج را طوق دار و مملو کند
مالک طوق و مالک دینار
هوش مصنوعی: تاج را به گردنی میآویزند و مال را پر میکنند، اما صاحب طوق و صاحب پول کسی است که واقعاً بر امور تسلط دارد.
تیر گردون دهان گشاده بماند
پیش تیغ زبانش چون سوفار
هوش مصنوعی: سرنوشت یا تقدیر همیشه بر تمامی وقایع حاکم است و هیچ چیز نمیتواند آن را تغییر دهد. در این میان، زبان که نماد بیان و حقیقت است، میتواند به شدت تأثیرگذار باشد و همچون تیغ بر روابط و گفتگوها عمل کند. در واقع، قدرت و تاثیر کلام بهقدری زیاد است که ممکن است همواره در برابر محیط و شرایط، حرفهای سرنوشت را به چالش بکشد.
خلف صالح امین صالح
که سلف را به ذات اوست فخار
هوش مصنوعی: خلفی که شایسته و قابل اعتماد است، همانند نسل قبلی خود که به خاطر ویژگیهایش در خور اعتبار است.
حبر اکرم هم اسطقس کرم
نیر اعظم، آیت دادار
هوش مصنوعی: این بیت به فضیلت و مقام بالای حضرت محمد (ص) اشاره دارد و میگوید که او بزرگترین مظهر کرم و رحمت الهی است و نشاندهنده عظمت خالق است.
هو روح الوری و لاتعجب
فالیواقت مهجة الاحجار
هوش مصنوعی: او روح همه موجودات است و تعجب نکن، زیرا این اندیشه میتواند به دل سنگها نیز نَفَس بکشد.
دل پاکش محل مهر من است
مهر کتف نبی است جای مهار
هوش مصنوعی: دل پاک او جایی است که محبت من در آن جا دارد؛ محبت او به مانند محبت پیامبر است که در جایگاه هدایت و کنترل باشد.
مهر او تا زیَم ز مُصحفِ دل
چون ده آیت نیفکنم به کنار
تا زنده هستم، مهر او را چون ده آیه (نخستین درس) از لوح دل پاک نمیکنم (ده آیه در اینجا، اشاره دارد به همان «ده عشر»؛ یعنی ده آیهای که در نخستین آموزه به نو آموزان میدادهاند).
تاج دین جعفر و امین یحیی است
این بهین درج و آن مهینه شمار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که دین و مقام معنوی جعفر و یحیی به عنوان شخصیتهایی برجسته و قابل احترام در نظر گرفته میشود. این دو نفر به عنوان بهترین نمادها و شخصیتها در دینی که به آن تعلق دارند شناخته میشوند و اهمیت آنها در جامعه و تاریخ قابل توجه است.
تاج دین صاعد و امین عالی است
سر کتاب و افسر نظار
هوش مصنوعی: تاج دین درخشان و معتبر است و مانند سر یک کتاب و تاجی بر بالای آن به نظر میآید.
هست امین چار حرف و تاج سه حرف
بسم بین هر سه حرف والله چار
هوش مصنوعی: چیزی که قابل اعتماد است، چهار حرف دارد و واژهای که به عنوان نماد قدرت و عظمت است، سه حرف دارد. در میان این سه حرف، به خدا سوگند، چهار حرف دیگر نیز وجود دارد.
این یمین مراست جای یمین
وان یسار مراست حرز یسار
هوش مصنوعی: این دست راست من، محل و مکانی است برای پیشرفت و قدرت، و آن دست چپ من، محافظت و نگهبانی از آنچه دارم است.
شمس ملک آمد و ظلال ملوک
عید گوهر شد و هلال تبار
هوش مصنوعی: شمس به معنای خورشید و نمایانگر روشنی و زندگی است، آمدن او به معنای ظهور نور و خوشحالی است. ظلال ملوک به سایههای پادشاهان اشاره دارد که در این لحظه به روز عید تبدیل شدهاند. گوهر و هلال نیز نماد زیبایی و طراوت هستند. بنابراین، این متن بیانگر ورود یک انرژی مثبت و سرشار از شادی و زیبایی است که در زندگی مردم تاثیرگذار است.
امدح العید والهلال معا
بقریض نتیجة الافکار
هوش مصنوعی: به جشن و ماه نو درباره همدیگر میپردازم و شعر میسرایم، که نتیجه اندیشههایم است.
مذ رایت الهلال فی سفری
صرت افدی اهلة الاسفار
هوش مصنوعی: وقتی ماه را در سفر دیدم، دیگر به خاطر سفرهای چندبارهام بیصبرانه به تماشای ماه مینشینم.
تا به رویش گرفتهام روزه
جز به یادش نکردهام افطار
هوش مصنوعی: هر زمانی که به چهرهاش نگاه کردهام، تنها به یاد او افطار کردهام و روزهام را شکستهام.
کنت بالری فاستقت غللی
من غوادی سحابهٔ مدرار
هوش مصنوعی: من در دامن زمین مانند گلی هستم که از باران مداوم سحابِ رحمت، سیراب میشود.
و ارتفاعی به فیض همته
کارتفاع الریاض بالامطار
هوش مصنوعی: ارتفاع و رفعت به خاطر همت و تلاش تو، مانند افزایش باغها به وسیله باران است.
لوقضی بالنوال لی وطرا
قضیت بالثناله اوطار
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت به من اجازه دهد که آرزوهایم را برآورده کنم، من هم با صداقت به ستایش زیباییها و دشواریها خواهم پرداخت.
زنده مانداز تعهد چو منی
نام او بالعشی و الابکار
هوش مصنوعی: در اینجا گوینده به این موضوع اشاره میکند که تعهد و وفاداری او به شخصی خاص باعث استمرار و ماندگاریاش شده است. او نام آن شخص را در شب و صبح به یاد میآورد، نشان دهنده اهمیت و جایگاه خاص او در زندگیاش است.
آهو ار سنبل تتار چرید
نه به مشک است زنده نام تتار
هوش مصنوعی: اگر آهو در عطر سنبل گشت و گذار کند، به خاطر عطر مشک نیست، بلکه به خاطر شهرت و نام تتار است.
تاری از رای او چو بغداد است
از عزیزی به کرخ ماند خوار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نظر و تفکر او مانند بغداد در حال نابودی و زوال است و همچنین درباره کسی از نزدیکانش صحبت میکند که در محله کرخ، احساس ذلت و بیاحترامی میکند.
بل که تاز آن عزیز ری مصر است
خوار صد قاهره است و قاهره خوار
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه او عزیز و گرامی است، هرچند که صدها قاهره و شهر بزرگ وجود دارد، اما تمام آنها در برابر او به حاشیه میروند.
اوست عیسی و من حواری او
که حیاتم دهد به حسن جوار
هوش مصنوعی: او مانند عیسی است و من پیرو او هستم؛ او به من زندگی میبخشد و مرا با خوبی و مهربانی خود سرشار میکند.
خود ندارد حواری عیسی
روز کوری و حاجت شب تار
هوش مصنوعی: هیچ یک از حواریون عیسی در روز سختی و نیاز در شب تارکی به او کمک نمیکنند. این جمله به نوعی اشاره دارد که در زمانهای سخت و دشوار، هیچ کس که به او اعتماد کردهایم، نمیتواند به ما یاری رساند.
خصم خواهد که شبه او گردد
شبه عیسی کجا رود بر دار
هوش مصنوعی: دشمن میخواهد که مانند او شود، اما همانطور که عیسی بر دار رفت، او چگونه میتواند برود؟
نیک داند که فحل دورانم
دلم از چرخ ماده طبع افکار
هوش مصنوعی: او خوب میداند که من در این دوره با چه احساسی زندگی میکنم و چطور افکارم تحت تأثیر چرخش زندگی قرار گرفته است.
نشکند قدر گوهر سخنم
نظم هر دیو گوهر مهذار
هوش مصنوعی: سخن من مانند گوهر با ارزش است و هرگونه بیاحترامی به آن، باعث میشود که نادرستی و بیارزشی در آن از بین برود.
سگ آبی کدام خاک بود
که برد آب قندز بلغار
هوش مصنوعی: سگ آبی کجا بود که آب قندز بلغار را ببرد؟
این شعر به نوعی به جستجوی چیزهای دور از دسترس و غیرواقعی اشاره دارد و نشاندهندهی ناپایداری و فریبندگی برخی آرزوها و اوهام است.
منم امروز سابق الفضلین
نتوان گفت لاحقند اغیار
هوش مصنوعی: من امروز از فضائل و ویژگیهای خود سخن میگویم و نمیتوانم بگویم که دیگران در این مورد با من برابرند.
که غبار براق من بر عرش
میرود وین خسان حسود غبار
هوش مصنوعی: غبار درخشان من به عرش میرسد، اما این افراد حسود تنها غبار را میبینند.
این جدل نیست با نوآمدگان
که ز دیوان من خورند ادرار
هوش مصنوعی: این بحث و جدل با تازهواردان نیست، چرا که آنها از نوشتههای من تنها به حرفهای بیارزش و زشت اتکا میکنند.
بل مرا این مراست بار قدما
که مجلی منم در این مضمار
هوش مصنوعی: من در این میدان علم و دانش، نقش و جایگاهی دارم که تجربههای بزرگتر و پیشینیانم به من منتقل شده است و من ادامهدهنده راه آنها هستم.
همه دزدان نظم و نثر مننند
دزد را چو ننهد محل نقار
هوش مصنوعی: همهی کسانی که مینویسند یا شاعری میکنند، در واقع دزدانی هستند که از افکار و الهامهای دیگران بهره میبرند. اما وقتی دزدی به جایی میرود که دیگران از آن پنهان هستند، هیچکس متوجه نمیشود که او چه کارهایی انجام میدهد.
لیک دزدی که شوختر باشد
بانگ دزدان برآورد ناچار
هوش مصنوعی: اما دزدی که حالت شوخی و طنز بیشتری داشته باشد، ناگزیر فریادش به گوش دیگر دزدان خواهد رسید.
لیک غماز اوست نطق چنانک
عطسهٔ دزد و سرفهٔ طرار
هوش مصنوعی: اما سخن او مانند عطسه یک دزد و سرفهی یک آدم حیلهگر است که نشانگر وجود اوست.
گرچه حاسد به خاطرم زنده است
خاطرم کشت خواهد او را زار
هوش مصنوعی: هرچند که حسادت و کینه در دلم وجود دارد، اما این احساسات میتوانند به خودی خود مرا آزار دهند و به تباهی برسانند.
مار صد سال اگر که خاک خورد
عاقبت خورد خاک باشد مار
هوش مصنوعی: اگر مار صد سال هم در خاک بماند، در نهایت به خاک تبدیل میشود.
این قصیده ز جمع سبعیات
ثامنه است از غرایب اشعار
هوش مصنوعی: این شعر از مجموعهای از اشعار نادیده و عجیب است که شامل هفت شعر دیگر نیز میشود.
از در کعبه گر درآویزند
کعبه بر من فشاندی استار
هوش مصنوعی: اگر از در کعبه هم بیرونم کنند، کعبه همچنان بر من سایه میافکند.
زد قفانبک را قفائی نیک
وامرء القیس را فکند از کار
هوش مصنوعی: شخصی که در کارش خبره و با استعداد است، به خوبی و مهارت عمل میکند و در عین حال توانایی دارد که دیگران را نیز از مسیر خود منحرف کند.
کردم اطناب و گفتهاند مثل
حاطب اللیل مطنب مکثار
هوش مصنوعی: من زیاد صحبت کردم و برخی گفتهاند که مثل حاطب شب، سخنور پرحرف و حدیث هستم.
آخر نامه نام تاج کنم
که عسل باشد آخر انهار
هوش مصنوعی: در پایان نامه، نام تاج را مینویسم که مانند عسل، شیرین و گوارا باشد.
هست طومار شکل جوی به خلد
چار جوی بهشت از این طومار
هوش مصنوعی: درختان به شکل طوماری در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و جوی آب بهشتی از این طومار عبور میکند.
مردم مطلق است از آن نامش
آخر است از صحیفة الاذکار
هوش مصنوعی: مردم به طور کلی به نام آن اشاره دارد که در پایان ذکرها از آن یاد میشود.
عذر من بین در آخر قرآن
لفظ الناس را مکن انکار
هوش مصنوعی: من را در پای در، به خاطر آیه «الناس» در آخر قرآن، عذر و بهانه نکن.
تا به روز قیام یاد تو باد
واهب الروح، وارث الاعمار
هوش مصنوعی: تا روز قیامت یاد تو همیشه زنده است، ای بخشنده زندگی و وارث همه عمرها.