برگردان به زبان ساده
عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را
که به خود ره ندهم عزم و توانایی را
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که توان و ارادهام را از دست بدهم و دیگر نتوانم بر خودم تسلط داشته باشم.
فارغ از خون جگر، مردم چشمم نشود
میل صحرا نبود مردم دریایی را
هوش مصنوعی: این عبارت بیانگر این است که من از درد و رنجی که در دل دارم آزاد شدهام و دیگر نمیتوانم به جاذبههای دنیای بیرون توجهی داشته باشم. در واقع، وقتی به دیار عشق و نفرت نرسم، نمیتوانم مانند دریا که پر از زندگی و تحرک است، با شوق و ذوق به سفر برویم.
شمع روی تو گذشت از برمن در شب تار
برد، از دیده من قوت بینایی را
هوش مصنوعی: شمع وجود تو در شب تار من درخشش کرد و نورش به قدری بود که توانایی دیدن را از من گرفت.
راستی، سرو از آن در چمن آزاد آمد،
که ز قد تو بیاموخت دلارایی را
هوش مصنوعی: سرو در چمن به خاطر زیبایی و قامت تو به اینجا آمده که از تو آموخته است چطور باید زیبا و دلربا باشد.
جور بیگانه برم یا ستم بار فراق؟
غم جانانه خورم یا غم رسوایی را؟
هوش مصنوعی: آیا سختی و ظلم بیگانه را تحمل کنم یا اینکه درد جدایی را؟ آیا غم عشق را به جان بخرم یا غم رسوایی و شرمندگی را؟
لذت عشق ندید آن دل سنگین که نبرد،
زحمت عاشقی و غصه تنهایی را
هوش مصنوعی: کسی که دلش سنگین است و نتوانسته عشق را تجربه کند، هرگز طعم لذت عشق را نچشیده و سختیهای عشق و غم تنهایی را متحمل نشده است.
افسرا، با غم دلدار جفاجوی، بنه
شیوه خویش پرستی و تن آسایی را
هوش مصنوعی: ای پرسشگر، با غم و اندوهی که به خاطر محبوب دارم، روش خودخواهی و آسایش را کنار بگذار.