برگردان به زبان ساده
عیب جنونِ من مکن ای که ندیدهای پری
گر تو ببینیش چو من جامه عقل بردری
هوش مصنوعی: عیب جنونم را ایراد نگیر، ای کسی که آن پری را ندیدهای. اگر تو هم او را مثل من ببینی، حکم عقل را کنار میگذاری.
ای بدن تو همچو جان رفته به جسم پیرهن
حیف که با چنین بدن سنگدل و ستمگری
هوش مصنوعی: ای بدن تو مانند روحی است که از جسم خارج شده، افسوس که با این بدن سرد و سنگدل زندگی میکنی.
از در سعی دیده ام خرد و بزرگ شهر را
چون تو همی ندیده ام مایه ناز و دلبری
هوش مصنوعی: در تلاشهایم، تجربههای زیادی از افراد کوچک و بزرگ شهر داشتهام، اما کسی را مانند تو که باعث دلربایی و زیبایی است، ندیدهام.
دور کن این نقاب را از رخ آفتاب گون
پرده مه نمی درد تا به نقاب اندری
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و روشنایی اشاره دارد و بیان میکند که اگر پردهای که بر چهره آفتاب گرفتهای را کنار بزنی، زیبایی واقعی آن آشکار خواهد شد. در واقع، poet میخواهد بگوید که برای دیدن زیباییها باید موانع را کنار زد و اجازه داد که حقیقت نمایان شود.
عیش و بهار و بوستان بر دگران نهاده ام
تا تو ز چشم و قد و رخ لاله و سرو و عبهری
هوش مصنوعی: من زندگی خوش و زیبایی فصل بهار و باغ را به دیگران واگذار کردهام تا تو را ببینم و از زیباییهای چشمت، قامتت، و رخسارت مانند گلهای لاله و درختان سرو لذت ببرم.
ای مه سرو قد من، از رخ و قد دلنشین
غیرت ماه نخشب و حسرت سرو کشمری
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا و قد بلند من، تو با چهره و قد دلفریبات غیرت ماه و آرزوی قد و قامت زیبای سرو را برمیانگیزی.
از رخ خوب تر ز گل وز تن پاک تر ز جان
جام جهان نمای جم، آیینه سکندری
هوش مصنوعی: چهرهاش از گل زیباتر و وجودش از جان پاکتر است؛ این جامی که جمال جهان را به نمایش میگذارد، همچون آینهای از زیبایی سکندر است.
طرّه تو بهر خمی مار کلیم پرورد
آه که هندوی کند معجزه پیمبری
هوش مصنوعی: موهای تو مانند خمهای مار، زیبایی و جذابیت خاصی دارد. آه، که چهرهی تو همچون معجزهای است که پیامبری را به یاد میآورد.