برگردان به زبان ساده
خم ابروی تو، هم کعبه و هم میخانه
لعل دلجوی تو، هم باده و هم پیمانه
هوش مصنوعی: ابروی خمیده تو، همچنان که مکان مقدس کعبه به شمار میآید، میتواند جایی برای پناهبردن باشد. همچنین، لعل دلکش تو نه تنها نوشیدنی را به یاد میآورد، بلکه به عنوان ظرفی برای آن نیز به حساب میآید.
تا فسون غم عشق تو، مرا شد در گوش،
نشنیدم سخنی را، که نبود افسانه
هوش مصنوعی: تا زمانی که جادو و سحر غم عشق تو در گوشم پیچید، نتوانستم چیزی بشنوم که واقعی باشد و در آن داستانی نباشد.
ای که جویی لب معشوقه و آبادی عقل،
گنج پیدا نکنی، تا نکنی ویرانه
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال لبان معشوق و آبادانی عقل هستی، اگر ویرانی را تجربه نکنی، هرگز گنجی را نخواهی یافت.
گریه از حسرت دردانه مردم تا کی؟
چند، دردانه بریزم ز غم دردانه؟
هوش مصنوعی: تا کی باید از دلتنگی و حسرت برای معشوق خود گریه کنم؟ چند بار باید برای درد و رنج او اشک بریزم؟
میزدم لاف دروغی که منم عاقل شهر،
کرد زنجیر سر زلف توام، دیوانه
هوش مصنوعی: به خودم میگفتم که من اینجا تنها آدم عاقل هستم، اما وقتی به زلف تو نگاه میکنم، احساس میکنم که اسیر و دیوانهام.
یار خندید به دیوانگی ما، افسر
بهتر آن است که دیوانه، شود فرزانه
هوش مصنوعی: دوست به دیوانگی ما لبخند زد و بهتر است که کسی که دیوانه است، به عقل و فهم برسد.