برگردان به زبان ساده
بوسی به من از آن لب و رخسار عطا کن
ضعف دلم از شربت گل قند، دوا کن
هوش مصنوعی: به من بوسهای از لب و چهرهات بده و با آن نرمش دل شادابم را که از شربت شیرین گل خراب شده، درمان کن.
تا فتنه بلایی به وجودت نرساند
جان و دل ما را هدف تیر بلا کن
هوش مصنوعی: ابتدا باید شرایط را به گونهای مدیریت کنی که مشکلی برایت پیش نیاید، اما اگر نشد، با تمام وجود و احساساتت آمادهی پذیرش هر گونه سختی و بلای پیش آمده باش.
دیری است که رو بر طرف قبله نکردم
بنمای رخ و ابروی خود، قبله نما کن
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به طرف قبله نگاه نکردهام، حالا چهره و ابروی زیبایت را نشان بده و مرا به راه درست هدایت کن.
خون شد دلم از حسرت مژگان تو، ای ترک
زآن ناوک دل دوز، مرا کامروا کن
هوش مصنوعی: دل من از آرزوی مژگان تو پر از غم و حسرت شده است، ای زیبای کماندار، مرا خوشبخت کن.
روزی به خطا، عنبر از آن زلف بیفشان
وز غالیه، خون در دل آهوی ختا کن
هوش مصنوعی: روزی به اشتباه، عطر عنبر را از موهای آن بیفشان و از خوشبویی، دل آهوی ختا را پر از غم کن.
یا زلف منه تا نشوم شیفته خاطر،
یا فکر مشوش شدن باد صبا کن
هوش مصنوعی: یا زلف تو را میخواهم تا دیوانهوار درگیر خاطر تو نشوم، یا اینکه چون باد صبا ذهنم را مشوش کن.
افسر، مگر آن دولت دیدار بیابی
بر دولت دلدار جهاندار دعا کن
هوش مصنوعی: ای کاش، ای افسر، تو هم بتوانی آن نعمت دیدار را به دست آوری؛ پس برای خوشبختی و دلدار جهانی دعا کن.