برگردان به زبان ساده
گیسو به رخ بیفکن و مه را نقاب کن
خاک سیه به فرق سر آفتاب کن
هوش مصنوعی: موهایت را به نمایش بگذار و چهرهی ماه را بپوشان، خاک سیاه را بر سر خورشید بپاش.
شد آب همچو سنگ ز تأثیر برد دی
تو ز آب آتشین جگر سنگ، آب کن
هوش مصنوعی: مشتاقی و عشق آنقدر بر تو تأثیر گذاشته که حالا دل من به سختی سنگ شده و چون آب شفاف است. اما تو باید به من کمک کنی تا این دل سخت را نرم کنی و مانند آب گداخته به من بازگردی.
ساقی بهار آمد و در دست می پرست
شد چون پیاله، لاله، تو فکر شراب کن
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و ساقی با جام پر از شراب آمده است. مانند پیاله و لاله که در زیبایی هستند، تو نیز به فکر لذت و خوشی شراب باش.
ما را که شکر جنت وصلت نگفتهایم،
درآتش جهنم هجران کباب کن
هوش مصنوعی: ما که از نعمت دیدار تو بیبهرهاید، پس ما را در آتش جدایی بسوزان.
اول به عاشقان رخ خویش از کرم نما
بوسی ز لب حواله و آنگه عتاب کن
هوش مصنوعی: ابتدا با مهربانی و لطف، به عاشقان خود لبخند بزن و آنها را با یک بوسه از عشق خود نوازش کن، سپس میتوانی به آنها دلخوریهای خود را بیان کنی.
بر توسن تو، حلقه چشمم بود رکاب
پایی به قتل دلشدگان در رکاب کن
هوش مصنوعی: بر سوار تو، چشمانم همچون یک حلقه قرار دارد و تو با پای خود، دلهای عاشق را به قتل میرسانی.
از ترکش تو نیست اگر تیر در کمان،
مژگان به جای پیکان، نایب مناب کن
هوش مصنوعی: اگر تیر در کمان وجود ندارد، دلیلش از تیرکمان تو نیست. مژگان تو را بهجای پیکان استفاده کن، تا درواقع نائب من باشد.
ای دیده از فراق رخ دوست خون ببار
وز سیل اشک خانه افسر، خراب کن
هوش مصنوعی: ای چشم، از دوری چهره محبوب، اشک بریز و با سیلاب اشک، خانه ی تاجدار را ویران کن.