برگردان به زبان ساده
تا به روی تو شد دیده بازم
از همه دلبران بی نیازم
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه من به چهره تو افتاد، از تمام دلبران دیگر بینیاز شدم.
توشه حسن و من بنده تو،
تو چو محمود و من چون ایازم
هوش مصنوعی: من از زیباییهای تو بهرهمندم و تو بزرگ و والا هستی، در حالی که من تنها خدمتگزار و تابع تو هستم.
عشق تو کرده رسوای خلقم
پرده برداشت آخر ز رازم
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که من به چشم مردم بیحیا به نظر بیایم، زیرا در نهایت راز دلم را فاش کردهام.
شمع سان از فراقت همه شب
تا سحرگه بسوز و گدازم
هوش مصنوعی: مثل شمع، به خاطر جداییات، تمام شب را تا صبح میسوزم و ذوب میشوم.
از نگاهی دلم را ربودی
گردش چشم مستت بنازم
هوش مصنوعی: از نگاهی، دل مرا به دست آوردی و به زیبایی چشمان شرابآلودت افتخار میکنم.
جان و دل در رهت دادم، آری
در قمار غمت، پاکبازم
هوش مصنوعی: من جان و دل خود را در راهت فدا کردم، بله در بازی عشق تو، با کمال صداقت و خلوص در کنار تویم.
چند، چند از فراغت بسوزم
تا به کی با خیالت بسازم
هوش مصنوعی: چند بار باید به خاطر جدایی عذاب بکشم و تا کی باید با یاد تو خودم را آرام کنم؟
وصل تو تا مراد دلم شد،
غیر جان نیست بر کف نبازم
هوش مصنوعی: تا وقتی که به وصالت نرسم و آرزوی دلم برآورده نشود، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم و هیچ عدمی مرا نگران نمیکند.
جز خیال رخش، نیست افسر
مونس شامهای درازم
هوش مصنوعی: غیر از تصور چهرهات، هیچ چیز دیگری در شبهای طولانی همراه من نیست.