برگردان به زبان ساده
بسکه لعل و گهر دیده به دامن دارم
دامن از لعل و گهر، غیرت مخزن دارم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دامنم پر از سنگهای قیمتی و زیباست، برای حفظ این ارزشها، غیرتی در دل دارم که نمیگذارم کسی به آن دست بزند.
کوهکن باشم و باید بکنم جان در کوه
نه چو پرویز سر رفتن ار من دارم
هوش مصنوعی: بایستی مانند یک کوه کن با قدرت و اراده عمل کنم، و جانم را در راه هدف قرار دهم، نه مانند پرویز که به آسانی از خطر بگریزد.
ره ایمان مرا، چشم سیاهی زد و رفت
من به لب، جان ز پی حسرت رهزن دارم
هوش مصنوعی: چشم سیاهی در مسیر ایمان من ظاهر شد و رفت. من هم به خاطر حسرتی که دارم، جانم را مانند یک دزد به لب میرسانم.
روی شاه پریان دیدم و دیوانه شدم
چه غم از سرزنش عاقل و کودن دارم
هوش مصنوعی: من زیبایی و جاذبهی روی پریان را دیدم و دل باختم. دیگر برایم اهمیتی ندارد که عاقلها یا نادانها چه نظری دربارهام دارند.
بهتر آن است که بیرون روم از چشم حسود
تن، که باریک تر از رشته سوزن دارم
هوش مصنوعی: بهتر است که از دید حسودان دور شوم، زیرا مانند رشتهای نازک و شکننده هستم.
من، به میدان تولای تو از همت عشق
همچو گو، در خم چوگان، سر دشمن دارم
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و محبت تو، تمام توان خود را صرف میکنم و مانند یک بازیکن چوگان در میدان، آمادهام تا با دشمنان روبرو شوم.
افسر، آخر شودم نرم تر از قبضه موم
دل، اگر سخت تر از پاره آهن دارم
هوش مصنوعی: اگر من به آرامی و نرمش رفتار کنم، مثل موم هستم، اما اگر رویهای محکم و سخت داشته باشم، مانند آهن میشوم.