برگردان به زبان ساده
عاشق و رند و میخواره من از عهد قدیم
دل و جان در خم زلف تو نمودم تسلیم
هوش مصنوعی: من از زمانهای دور، عاشق، زیرک و میگسار بودهام و دل و جانم را در برابر زلفهای تو تسلیم کردهام.
آفتابا، ندهم ذره ای از خاک درت
گر دهندم به بها سلطنت هفت اقلیم
هوش مصنوعی: ای خورشید، حتی اگر به من سلطنت هفت اقلیم را بدهند، هرگز ذرهای از خاک درگاه تو را نخواهم داد.
گردن از عشق رخت کج شده چون چنبر دال
قامت از بار غمت خم شده چون حلقه میم
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که گردن من به شکل خاصی کج شود و بدنم از غم تو خمیده شده است، مانند حلقهای که به دور چیزی میچرخد.
نوبهار آمد و حیف است به غفلت مردن
که مسیحای چمن زنده کند عظم رمیم
هوش مصنوعی: بهار تازهای آغاز شده و جایز نیست که در این فصل زیبا بیخبر از زندگی باشیم، چرا که نوزایی و حیات دوبارهای در دل طبیعت پدیدار میشود.
زانجمن هیچ در این فصل مرو سوی چمن
ترسم آشفته شود سنبل زلفت ز نسیم
هوش مصنوعی: به این فصل از جمعیت دور شو و به باغ نرو، زیرا میترسم نسیم، زلف سنبلوار تو را در هم بپیچد و آشفته کند.