برگردان به زبان ساده
وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
لاله و داغ آتشین، سنبل و بیقراریش
هوش مصنوعی: چه زیباست باغ و نسیم دلانگیز بهاریاش، گل لاله با رنگ داغ و سنبل با حال نابسامانش.
سرو سهی به بوستان یاد قد تو میکند
هر نفسی که میزند دم ز نوا قناریش
هوش مصنوعی: هر بار که قناری آواز میخواند، در بوستان، سرو بلند به یاد قامت زیبای تو خود را به نمایش میگذارد.
سنبل بی قرار تو می ببرد قرار من
تا ز نسیم بشنوم قصه بیقراریش
هوش مصنوعی: سنبل زیبا و دلنشین تو آرامش مرا میرباید، تا از نسیم بزنم که داستان بیقراری او چیست.
در چمن و در انجمن جمله بود ز عشق تو،
بلبل و بیقراریش، عاشق و دلفکاریش
هوش مصنوعی: در باغ و در جمع، همه از عشق تو سخن میگویند، بلبل و بیقراریاش، عاشق و دلرباییاش.
از غم و شادی جهان گوشه گزیده ایم ما
گل رخ و بی وفایی اش، دلبر و غمگساریش
هوش مصنوعی: ما از درد و خوشیهای دنیا کنار کشیدهایم و به زیبایی و ناپایداری محبوبمان، که هم دلبر است و هم غمگسار، فکر میکنیم.
گر بزنی تو بر جگر، تیر هلاکم ای پسر،
زخم تو را بود سپر، سینه و زخم کاریش
هوش مصنوعی: اگر تو بر دلم ضربهایی بزنی، ای پسر، تیر مرگ من خواهی شد، اما زخم تو را میتواند محافظت کند، سینه من و زخم عمیقش.
دوش همی به عشوه ها، گفت بنال افسرا،
بلبل مست شد کجا زمزمه اختیاریش؟
هوش مصنوعی: دیروز، با ناز و عشوه، به بلبل گفتند که گله کن ای افسرا، اما بلبلِ سرمست کجاست که دیگر بتواند به دلخواه و با اختیارش نغمه سرایی کند؟