برگردان به زبان ساده
ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر
وز عقیق لعل تو، لعل بدخشان خون جگر
هوش مصنوعی: ای گل رخسان، ز شرم چهرهات، قمر کمرنگ میشود و از زیبایی عقیق تو، سنگهای قیمتی بدخشان نیز رنگ میبازند.
مشک تاتاری که این سان منتشر شد در جهان
از عبیر زلف تو باد صبا دادش خبر
هوش مصنوعی: مشک تاتاری که اینطور در دنیا پخش شده، بوی خوشش به خاطر عطر زلف توست که نسیم به آن خبر داده است.
هم حکایت می کند روی تو را بستان و گل
هم روایت می کند بانگ مرا مرغ سحر
هوش مصنوعی: چهره تو به زیبایی گل و باغ روایتی دارد، و صدای من همگام با آواز مرغ سحر داستانی دیگر را نقل میکند.
تا چه خواهد بود حال سینه های چون حریر
تیر مژگانت که کرد از گنبد گردون گذر
هوش مصنوعی: تا چه حال و روزی خواهد داشت دلهایی که مانند حریر نرماند، وقتی تیر نگاه تو از دایره آسمان عبور کرد.
گر نیازی آورم روزی بگو دشنام تلخ
طوطیان را باید از منطق چکد شهد و شکر
هوش مصنوعی: اگر روزی نیازی داشته باشم، باید از زبان من سخنانی شیرین و دلپذیر جاری شود، همانند شهد و شکر، نه دشنام و کلام تلخ مانند طوطیها.
تاکیم رنجور خواهی، گر کشی زودم بکش
خون عاشق باشد اندر مذهب خوبان هدر
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی من را رنج بدهی، پس زودتر بکش. خون یک عاشق در آیین نیکان بیارزش است.