برگردان به زبان ساده
از زلف تا به دوش بتم پا نهادهای
پای ادب ز قاعده بالا نهادهای
هوش مصنوعی: تو با زیباییهای خود از زلف تا دوش خود، باعث شدهای که قدمهای ادب و آداب اجتماعی را نادیده بگیرم و از قاعدهها عبور کنم.
بالا نهادهای قدم از جای خویشتن
شرمت ز خویش باد که بیجا نهادهای
هوش مصنوعی: تو گامهایی را از محل خود برداشتهای، پس از خود شرمندگی داشته باش که راه نادرستی را انتخاب کردهای.
شوخی بدین مثابه ندیدم ز هیچ تن
این رسم در زمانه تو تنها نهادهای
هوش مصنوعی: من هیچگاه چنین شوخیای را از هیچکس ندیدم، تو در این زمانه تنها کسی هستی که این رسم را به جا گذاشتهای.
شعری فزون نباشی و میبینمت همی
از رتبه پا به تارک شعرا نهادهای
هوش مصنوعی: شما در زمینهی شعر مهارت زیادی دارید و حتی در میان شاعران برجسته هم قابل مشاهدهاید.
مانا تو راست دعوی اعجاز موسوی
کاندر به آستین ید بیضا نهادهای
هوش مصنوعی: با صبر و پایداری خود، به حقیقتی بزرگ دست یافتهای که میتوانی به آن افتخار کنی. تو مانند موسی هستی که معجزهای در آستین خود دارد.
آری کلیم وقتی و در طور عاشقی
رخ بر فروغ نار تجلی نهادهای
هوش مصنوعی: بله، کلیم! زمانی که در عشق حضور داری، چهرهات مانند درخشش آتش است که در کوه تجلی پیدا کرده است.
یا نی خلیل عهدی و بر نار عشق یار
تن را به منجنیق تولا نهادهای
هوش مصنوعی: تو به من یادآور شدهای که مانند نی، در پی عشق یار و دلبستگیام هستی و برای حمله به این عشق، تن خود را به یک منجنیق سپردهای.
یا عیسی زمانی و از فرط منزلت،
دل بر عروج طارم اعلی نهادهای
هوش مصنوعی: ای عیسی، به خاطر مقام بلندت، دل تو به سوی آسمانهای بلند پرواز کرده است.
یا چون رسول امّی معراج قرب را
صد پایه رخت هستی بالا نهادهای
هوش مصنوعی: تو همچون پیامبر بیسواد، به درجهای از نزدیکی و قرب رسیدهای که وجودت را در آسمانها بالا بردهای.
گاهی به دوش و گه به گریبان گهی به رخ
هر لحظه در مقامی مأوا نهادهای
هوش مصنوعی: گاهی در یک لحظه بر دوش دیگری قرار داری، گاهی در آغوش او هستی و گاهی بر چهرهاش حضور داری؛ در هر لحظه در مکانی آرامش یافتهای.
طاووس جنتی تو و همواره بال و پر
بر شاخسار دوحه طوبی نهادهای
هوش مصنوعی: تو مانند طاووس بهشتی هستی و همیشه بال و پر خود را بر شاخههای درخت طوبی قرار دادهای.
راهبصفت همی به کلیسای چهر دوست
رهبانیت به عادت ترسا نهادهای
هوش مصنوعی: یک راهب به کلیسای چهر دوست رفته و به عادت یک مسیحی رفتار کرده است.
ترسا روش به سلسله دلهای خلق را
بر رسم اعتکاف مسیحا نهادهای
هوش مصنوعی: ای ترسا، تو با روشی خاص دلهای مردم را به یاد مسیح، در حالت اعتکاف و عبادت قرار دادهای.
قِسّیسوار بر تن از آن حلقه حلقهها
شکل صلیب و نقش چلیپا نهادهای
هوش مصنوعی: من با ظاهری شبیه به قیسس، آن حلقههای دور بدنم را به شکل صلیب و نقش چلیپا طراحی کردهام.
از حلقه حلقههای خود ای باژگونه زلف،
بندی گران به گردن دلها نهادهای
هوش مصنوعی: ای زلف زیبا و پیچیدهات که مانند حلقههای زنجیر است، تو بار سنگینی را بر دوش دلها قرار دادهای.
تو مشک سوده، چهر بتم سیم ساده است
کالای ضد برابر کالا نهادهای
هوش مصنوعی: تو مثل مشک خوشبو هستی، اما چهرهات دلیلی بر سادگیات است. شما ارزش خود را با همتایانت مقایسه کردهای و البته چیزی منحصربهفردی را ارائه ندادهای.
هر نافه کز ختا سوی آفاق میرود
در چین خویش جمله مهیا نهادهای
هوش مصنوعی: هر رشته و نخی که از سرزمین ختا به سوی دنیا میرود، به طور کامل در چیده و آماده شده است.
ای کافر سیهدل، هندوی خیرهسر
اندر سرم هزاران سودا نهادهای
هوش مصنوعی: ای کافر بددل و مستأصل، ای هندو خیالپرداز، در دل من افکار و آرزوهای بسیاری را جای دادهای.
ای دزد اهرمنخو، طرّار فتنهجو
در کار عقل و دینم یغما نهادهای
هوش مصنوعی: ای دزد شرور و فتنهانگیز، تو در کار عقل و دین من دستبرد زدهای.
روی چو صبح روشن دلدار را همی
پنهان به شام تیرهٔ یلدا نهادهای
هوش مصنوعی: چهرهی دلنواز محبوبم را مانند صبح روشنی، در شب تار یلدا پنهان کردهای.