برگردان به زبان ساده
ای زلف تا به دوش بتم پا نهادهای
پای ادب ز قاعده بالا نهادهای
هوش مصنوعی: ای زلف تو که بر دوش محبوبم افتاده، به خاطر ادب، خود را فراتر از قاعدهها قرار دادهای.
برتر نهادهای قدم از جای خویشتن
شرمت ز خویش باد که بیجا نهادهای
هوش مصنوعی: قدم از جای خود برداشتهای و به مکانی نامناسب آمدهای. ای کاش از خودت خجالت بکشی که بیهوده و بیدلیل در جایی هستی که نباید.
شوخی بدین مثابه ندیدم ز هیچ تن
این رسم در زمانه تو تنها نهادهای
هوش مصنوعی: من در دنیای خودم هیچ کس را ندیدم که مانند تو اینقدر به شوخی و بازی بپردازد. تو در این زمان تنها کسی هستی که این رفتار را از خود نشان میدهی.
شعری فزون نباشی و میبینمت همی
از رتبه پا به تارک شعری نهادهای
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که تو در پایان کار خود به موفقیتهای بزرگی دست یافتهای، و هر چند که یک شاعر و هنرمند بزرگ هستی، هنوز هم میتوانم تو را ببینم و بشناسم. این نشاندهنده رشد و ارتقای تو در دنیای شعر و ادبیات است، جایی که به مقامهای بالایی رسیدهای.
مانا تو راست دعوی اعجاز موسوی
کاین سان به آستین ید بیضا نهادهای
هوش مصنوعی: تو به درستی ادعای معجزه موسى را داری، زیرا اینگونه در آستین خود دستان سفید را نهفتهاید.
چونان کلیم عصری و در طور عاشقی
روی امید جانب سینا نهادهای
هوش مصنوعی: مانند موسی که در زمان خود چهرهاش به ملاقات خداوند رفته، تو نیز در عشق، امید و آرزوهایت را به سوی کوه سینا قرار دادهای.
یا چون خلیل عهدی و بر تار عشق یار
تن را به منجنیق تولّی نهادهای
هوش مصنوعی: ای دوست، مانند ابراهیم (خلیل) که وفاداری به عهدش دارد، تو نیز خود را با عشق به یارت همچون منجنیق به پیش میفرستی و جانت را در مسیر عشق قربانی میکنی.
یا عیسی زمانی و از فرط منزلت
دل بر عروج طارم اعلی نهادهای
هوش مصنوعی: ای عیسی، تو به خاطر مقام والایت، دل خود را به آسمانها سپردهای و در فضایی بالاتر از این جهان قرار داری.
گاهی به دوش و گه به گریبان، گهی به رخ
هر لحظه در مقامی مأوی نهادهای
هوش مصنوعی: گاهی در یک جا و گاهی در جای دیگر، و هر بار به یک شکل، در حالتی از آرامش و استراحت قرار داری.
طاووس جنتی تو و همواره بال و پر
بر شاخسار دوحهٔ طوبی نهادهای
هوش مصنوعی: تو مانند طاووسی هستی که در بهشت قرار دارد و همیشه بال و پر خود را بر روی شاخسار درختی زیبا و سرسبز به نام طوبی گستردهای.
راهبصفت همی به کلیسای چهر دوست
تَرکِ جهان به عادت ترسا نهادهای
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از شخصی است که با حالتی عارفانه و زهد پیشه، به کلیسا میرود و به خاطر محبت و دوستیاش نسبت به معشوق، دنیا را ترک کرده و به شیوهای شبیه به ترساها زندگی میکند. او از دنیای مادی کنارهگیری کرده و به جستجوی معنویت و عشق حقیقی پرداخته است.
قِسّیسوار بر تن از آن حلقه حلقهها
شکل صلیب و نقش چلیپا نهادهای
هوش مصنوعی: شما به گونهای بر تن خود زنجیرهایی دارید که شبیه صلیب و نشانهی چلیپا به نظر میرسد.
هر نافه کز ختا سوی آفاق میرود
در چین خویش جمله مهیا نهادهای
هوش مصنوعی: هر رشته از غزلهای زیبا که از سرزمین چین به سوی جهان میآید، در دل خود زیبایی و استعداد خاصی را آماده به نمایش گذاشته است.
ای کافر سیهدل هندوی، خیرهسر
اندر سرم هزاران سودا نهادهای
هوش مصنوعی: ای کافر سیهدل هندوی، تو با دل تاریک و ناآگاه خود، در سر من هزاران اندیشه و خیال را به وجود آوردهای.
ای دزد اهرمنخو، طرّار فتنهجو
دامم به راه دین پی یغما نهادهای
هوش مصنوعی: ای دزد شیطانی که در کار ایجاد فتنه هستی، تو دام من را به سبب دین در راه سرقت و چپاول قرار دادهای.