برگردان به زبان ساده
عید است و بسته هر کران، زیبا بتان زیور همه
دارند هر سو دلبران، زرین قبا در بر همه
هوش مصنوعی: روز عید است و در هر سو جشن و سرور برگزار میشود. همه زیبا رویان در هر گوشه خود را آراستهاند و جوانان دلباخته نیز در این حال شادی و زیبایی را تجربه میکنند. همه به لباسهای زری و زیبایی پوشیدهاند.
هر سو بتی دامن کشان، در هر طرف سروی روان
در باغ دل در راغ جان، از یکدگر بهتر همه
هوش مصنوعی: در هر گوشه، زیباییهای دلانگیز و دلربا وجود دارد که هر یک از دیگری بهتر است و در فضای دل و جان، مانند درختان بلند و سرسبز در باغ، به شکوفایی و زندگی ادامه میدهند.
زیبا بتان در دلبری، دل برده از حود و پری
هر سو پی غارتگری، گردیده غارتگر همه
هوش مصنوعی: زیبایان در جذب دلها ماهرند و از خود آنها دلها را میربایند. در این میان، همه جا وضعیت غارتگری برقرار است و خود کسانی که دلها را میستانند، به نوعی تبدیل به غارتگر شدهاند.
آیین فتانی دگر، بگرفته هر شوخی ز سر
افکنده هر سو شور و شر، صد فتنه شان در سر همه
هوش مصنوعی: دیگر نشانههای جوانی و جذبه، همه جا را فراگرفته است. هر کجا که نگاه کنی، شور و شوق به چشم میخورد و صدها بلوا و هیجان در ذهن همه وجود دارد.
رندان عاشق پیشه بین، مستان بی اندیشه بین
در دست هر یک شیشه بین، در جامشان آذر همه
هوش مصنوعی: عاشقان بیخیال و شاد را ببینید که چگونه در دست هر کدامشان یک بطری هست و در لیوانشان شعله عشق میسوزد.
صنعان صفت در کافری، از عقل و دین جمله بری
پیران به پیرانه سری، گشته جوان از سر همه
هوش مصنوعی: سازندگان صفات در کفر، از عقل و دین جدا هستند. پیران با سر پیری، اکنون جوانی از آنها سر برآورده است.
هر سو بتان نازنین، از خط و خال عنبرین
صد نافه از آهوی چین، افکنده در مجمر همه
هوش مصنوعی: در هر جا زیباییهای دلربا با نشانههای دلنشین وجود دارند، بویی که شبیه عطر عنبر است از سر و خط آنها به مشام میرسد و زیبایی خاصی ایجاد کرده است. گویی که دامنشان را از فرشتگان چینی به زمین ریختهاند و فضا را پر از جذابیت کردهاند.
در این میانم دلبری، گفتا به صد جادوگری
بنگر بتان آذری، با روی چون آذر همه
هوش مصنوعی: در میان من، دلبری است که به زیباییاش میتوان به جادوگران بینظیر نگریست. او چهرهای دارد که مانند آتش سوزان و جذاب است.
زلف چو سنبل ریخته، یا مشک تر آویخته
بر عارض مه بیخته، از خط و خال عنبر همه
هوش مصنوعی: موهایی مثل گل سنبل ریخته و عطر مشک تازهای بر چهرهاش نشسته، و تمام زیباییاش به خط و خالهایش میافزاید.
بنگر بتان سیمتن، با طرّه های پر شکن
بوی گل و عطر و سمن، در جعدشان مضمر همه
هوش مصنوعی: به تماشای زیباییهای معشوقان بنشین، که با موهای پُرپشت و شکننده خود، عطر گل و خوشبویی را به همراه دارند. تمامی زیباییها و جذابیتها در بافت موهایشان نهفته است.
عذرا عذاران صف زنان، هم پای کوبان کف زنان
با عیش و شادی دف زنان، هر سو به بوم و بر همه
هوش مصنوعی: دختران زیبا، در صف ایستادهاند و همزمان کف میزنند و شادی میکنند. آنها با شادی و صدای دق زن در حال رقص و جشن هستند و این شادی در همه جای شهر پخش شده است.
در هر طرف سیمین تنی، بگرفته طرف دامنی
چون سامری در هر فنی، گردیده جادوگر همه
هوش مصنوعی: در هر سو، کسی با جثهای زیبا و نازک دیده میشود که دامنش را مانند جادوگری در همه زمینهها به چرخش درآورده است.
مریخ وش از هر طرف، زیبا وشانی بسته صف
بگرفته از مژگان به کف، در قصد جان خنجر همه
هوش مصنوعی: مریخ (سیارهٔ جنگ) با زیباییهایش از هر سو درخشیده و افرادی با چشمان دلفریب تجمع کردهاند. در دست آنها خنجرهایی است که نیتی خطرناک دارند.
از منظر هر خلوتی، سر کرده بیرون لعبتی
هر گوشه چشمک زنی بتی، از گوشه معجر همه
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، در هر گوشه و کنار، زیبایی خاصی به چشم میخورد. هر لحظه که به سمت آنها نگاه میکنی، حس شگفت انگیزی را تجربه میکنی که تو را به خود جذب میکند. این زیباییها از زیر چادر یا پوشش خود، نمایان میشوند و دلربایی میکنند.
در عیش و شادی دمبدم، از ناله های زیر و بم
رامشگران پر نغم، گردیده رامشگر همه
هوش مصنوعی: در هر لحظه از زندگیام به خوشی و شادی مشغولم و صداهای دلانگیز نوازندگان، که نالههای نرم و زیر و بم دارند، مرا به شوق و نشاط آورده است. اکنون نوازندگان به طور کامل و بیوقفه درگیر اجرای موسیقی هستند.
عید است و غم شد کاسته، بانگ و نوا برخاسته
هر سو بتان آراسته، از یکدگر خوشتر همه
هوش مصنوعی: روز عید است و غم کمتر شده، صدای شادمانی در هر گوشه به گوش میرسد. همه زیباییها و جذابیتها در حال خودنماییاند و هر یک از آنها از دیگری دلپذیرتر و زیباتر است.