برگردان به زبان ساده
ستم نوردا نزدیک شد در ایّامت
که بیخ فتنه بیکبار منقلع گردد
هوش مصنوعی: ستم نوردا به زمان نزدیک میشود که فتنهای به یک باره از بیخ و بن ریشهکن گردد.
زحرص بخشش دان رای سال خورد ترا
که همچو طفل یا افسانه منخدع گردد
هوش مصنوعی: بر اثر حرص و طمع، فکر کن که سالخوردهها چگونه به تو بخشش میکنند، زیرا مانند یک کودک یا داستان افسانهای، به راحتی فریب میخورند.
اگر ثنای ترا من بکوه بر خوانم
زشوق صخرۀ صمّاش مستمع کردد
هوش مصنوعی: اگر من تو را ستایش کنم و این صحبتها را با شوق و شوق خوانده و به گوش کسی برسانم، او همچون سنگ سختی به صدای مرا خواهد شنید.
ز دست جود پراکنده ات تواند بود
بدست هرکه زر و سیم مجتمع گردد
هوش مصنوعی: به خاطر بخشش و generosity تو، هر کسی ممکن است از آن بهرهمند شود. اگر ثروت و دارایی جمع شود، به دست هر کسی دیگر خواهد رسید.
بهر که روی نهد اژدهای درویشی
چو حزر مدح تو با اوست مندفع گردد:
هوش مصنوعی: هرکس که به دیدار اژدهای درویش برود، با ستایش تو به گونهای است که میتواند از او دور شود.
هوای عالم قدر تو دارد آن ساعت
که آفتاب سوی اوج مرتفع گردد
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر وجود تو در آن لحظه که خورشید به اوج خود میرسد، اهمیت و ارزش خاصی پیدا میکند.
بپای دست تو راه کرم چو سهل آمد
چرا بیخت من این سهل ممتنع گردد
هوش مصنوعی: به خاطر وجود دست تو، انجام کار نیکو ساده به نظر میرسد. اما چرا من به این سادگی دست از تلاش برمیدارم و کارهای دشوار را آسان میبینم؟
شراب نعمت تو چون مدام نوش بدست
بالتماس نباید که آن بشع گردد
هوش مصنوعی: شراب نعمت تو هرگاه به طور مداوم در دست باشد، نباید باعث شود که به فراموشی سپرده شود.
چو فرصتست غم کار من بخور زان پیش
که روزگار برین کار مطّلع گردد
هوش مصنوعی: وقتی که فرصت هست، به غم و غصهٔ کارهایم رسیدگی کن، زیرا قبل از آنکه روزگار از این وضعیت باخبر شود.
بعهد جود تو کز فرط لطف تو همه کس
همی بجاه و بمال تو منتفع گردد
هوش مصنوعی: به خاطر سخاوت تو، که از شدت محبتت همه افراد از مقام و ثروت تو بهرهمند میشوند.
رسوم بنده ز معهود اگر نیفزاید
بهیچ حال نباید که منقطع گردد
هوش مصنوعی: اگر آداب و رسوم من با آنچه که معمول است، جز بر افزودن چیزی نیاورند، نباید به هیچ دلیلی قطع شوند.