برگردان به زبان ساده
ای بزرگی که در جهان کرم
کس چو تو داد اصطناع نداد
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که در دنیا مانند تو فر و جمال و نیکی وجود ندارد.
بدهد سر ز دست آنکه ترا
گردن از روی امتناع نداد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر امتناع از عشق تو، دیگران را آزار میدهد، سزاوار نیست که سرش را از دست بدهد.
بودم از تو بسی توقّعها
بخت توفیق اجتماع نداد
هوش مصنوعی: من از تو انتظارات زیادی داشتم، اما به خاطر بخت و روزگار، نتوانستیم به هم برسیم.
با که گویم که خواجه شعر مرا
بیش تشریف استماع نداد؟
هوش مصنوعی: با که سخن بگویم که آقای من، شعر مرا بیش از این که باید، نشنید و به آن توجهی نکرد؟
به سخنهای همچو آب زلال
قیمت شربتی فقاع نداد
هوش مصنوعی: سخنانی که صاف و روشن هستند، ارزش و بهایی نداشتند، مانند ارزش یک نوشیدنی بیکیفیت.
نه ز تقصیر بود اگر خادم
در چنین حالتت صداع نداد
هوش مصنوعی: اگر خادم در این وضعیت تلخ تو احساس سر درد نکند، تقصیر او نیست.
زانکه یک روی در تقاضا داشت
خر دم رخصت وداع نداد
هوش مصنوعی: چون یک سو خواستهای داشت، خر اجازه وداع نداد و مانع شد.