شمارهٔ ۸۱ - ایضا؛ له
کمالالدین اسماعیل
»
قطعات
»
شمارهٔ ۸۱ - ایضا؛ له
زان پس که هزار غصّه خورم
در بندگیت سه سال آزاد
گفتم شودم جرایت افزون
چون هر کس را زیادتی داد
افزون نشد این و آنچه خود بود
یکبارگی از قلم بیفتاد
از صورت حال خود برین شکل
دانی که چه آیدم همی یاد
خر رفت که آورد سرویی
ناورد سرو و گوش بنهاد
شمارهٔ ۸۰ - وله ایضا: هر آن سعادت کاندر ضمیر افلاکست
شمارهٔ ۸۲ - ایضا له: هر که این هر دو قطعه بر خواند
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
سیاوش جعفری
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زان پس که هزار غصّه خورم
در بندگیت سه سال آزاد
هوش مصنوعی: پس از اینکه هزار درد و غم را تحمل کردهام، در مدت سه سال در بندگیات آزاد شدم.
گفتم شودم جرایت افزون
چون هر کس را زیادتی داد
هوش مصنوعی: گفتم که من هم مانند دیگران میخواهم که نعمتها و خوبیهایم بیشتر شود.
افزون نشد این و آنچه خود بود
یکبارگی از قلم بیفتاد
هوش مصنوعی: هیچ چیز جدیدی به دانستهها اضافه نشد و تنها آنچه که بود به یکباره فراموش شد.
از صورت حال خود برین شکل
دانی که چه آیدم همی یاد
هوش مصنوعی: از وضع کنونیام میتوانی بفهمی که چقدر به یاد تو میافتم.
خر رفت که آورد سرویی
ناورد سرو و گوش بنهاد
هوش مصنوعی: خر رفت که سروی را بیاورد، اما به جای آن سرو، گوش خود را به زمین گذاشت.