برگردان به زبان ساده
ای ز احکام همچو رویین دز
دست و هم از گشادنت عاجز
هوش مصنوعی: ای کسی که همچون رویین (آهن) به دستورات و قوانین خود پایبندی و از گشادهدستیت ناتوانی.
طرفه معشوق و گونة عاشق
از درون صامت از برون ناطق
هوش مصنوعی: معشوق جذاب و دلربا است، در حالی که عاشق در درون خود خاموش است ولی از بیرون حرف میزند.
گاه چون نرگسی سرافگنده
گه دهان چون گل از زرا گنده
هوش مصنوعی: گاهی مانند نرگسی که سرش پایین افتاده، وقتی لبهایم را باز میکنم، همچون گلی که از خواب بیدار شده است، جلوه میکنم.
زان نهادی چو غنچه لب بر هم
که دلت بستۀ زرست و درم
هوش مصنوعی: از آن جایی که همچون غنچهای لبهای تو بسته است و قلبت پر از ثروت و جواهرات است.
ده زبان همچو وسنی لیکن
بر تو از رازها بوند ایمن
هوش مصنوعی: ده زبان مانند وسن (موز) است، اما من از رازو نیازهایت بر تو اطمینان دارم.
صورتت در جهات شش گانه
آشکارا یکی نهان خانه
هوش مصنوعی: چهرهات در تمام جهات مشخص است، اما در دل خود رازهای پنهانی داری.
نتهی راز پیش بلهوسان
ورچه هستت زبان به دست کسان
هوش مصنوعی: راز دل را به بیهودهخواهان نباید گفت، زیرا هر کس دانش و توانایی بیان را ندارد.
همچو چنگی شکم تهی که ترا
به سر انگشت شد زباننرم گویا
هوش مصنوعی: مانند سازی که دلش پر از خواسته و آرزو نیست، وقتی با زبان نرم و دلنشین سخن میگوید، گویا به راحتی احساساتش را با حرکات انگشتش بیان میکند.
نرم گوییّ و سخت پیشانی
ندهی تا نخست نستانی
هوش مصنوعی: اگر به آرامی و با ملایمت صحبت کنی و به کسی سختی و دشواری نچشانی، نخستین چیزی که از او میطلبی را راحتتر به دست خواهی آورد.
نرسانی امانت کس باز
تا سرت بر نگیرت از آغاز
هوش مصنوعی: اگر به امانت کسی خیانت کنی، ممکن است روزی این خیانت به خودت برگردد و عواقب آن را تحمل کنی.
تا ترا مالش زبان ندهند
راز را با تو در میان ننهند
هوش مصنوعی: تا زمانی که به تو اجازه ندهند که به زبان بیایی، رازها را با تو در میان نمیگذارند.
با هر ان کو فتاد پیوندت
کند از بپر خود زبان بندت
هوش مصنوعی: هرکس که با تو ارتباط برقرار کند، تو را در دام خودش گرفتار میکند و زبانت را بسته نگه میدارد.
گفتمت بستة زر و درمی
تا بدیدمت بندة شکمی
هوش مصنوعی: به تو گفتم که با خود طلا و پول بیاور تا وقتی تو را دیدم، در دام شکم و شهوت گرفتار نشوم.
بس که هر چیز درکشی بدمت
سر نهادی تو در سرشکمت
هوش مصنوعی: تو آنقدر به همه چیز اهمیت میدادی که گویی سر خط دارم و هر چیزی را در آغوش میکشیدی.
از تو در خط همی شود خابن
بر سرت خط همی نهد خازن
هوش مصنوعی: از تو در نوشتههای خود در مورد تو یاد میشود و کسی که مسئول نگهداری این نوشتههاست، بر سر تو یادداشتهایی را ثبت میکند.
ساده بودی نخست و آخر کار
گشت بر گرد لب خطت دیدار
هوش مصنوعی: تو در ابتدا و انتهای کار، ساده بودی، اما حالا دیدار تو دور لب خطی شکل گرفته است.
چون صدف بسته از درون زیور
سر تو بر لب و زبان سر
هوش مصنوعی: چون صدفی که درونش زیور دارد، تو هم بر لب و زبان زیبایی را پنهان کردهای.
چارپایی و لیک ره نکنی
چار میخت کشند واه نکنی
هوش مصنوعی: اگرچه تو مانند یک حیوان بارکش هستی، اما اگر راه نمیروی، بارها بر دوش تو نمیافتد و تو را نمیکشند.
باز کرده شکم چو آبستن
بر سر پای از پی زادن
هوش مصنوعی: شکم مانند آبستن به طرز عجیبی بر سر پای ایستاده و آماده زاییدن است.
زخمها خورده بیخصومت و حرب
چار دیوارتست دارالّضرب
هوش مصنوعی: زخمها و آسیبهایی را که دیدهام، بدون اینکه با کسی درگیر شوم، ناشی از دشمنی توست و این نشانهی ضعیفترین طرف در نزاع است.
گرچه از رنج فقر بی بیمی
اینچنین کوفته هم از سیمی
هوش مصنوعی: هرچند از درد و رنج فقر در امان نیستم و به شدت تحت فشار قرار دارم، اما باز هم به خاطر مادیات و ثروت بیش از حد، آزرده خاطر نیستم.
طالع آنکس است نیکو حال
کش بود صورت تو بیت المال
هوش مصنوعی: سرنوشت کسانی خوش است که صورت تو را دارند؛ چرا که این زیبایی برای آنها مانند ثروت و دارایی ارزشمند است.
بند بر زال زر نهادستی
زانک رویین تن او فتادستی
هوش مصنوعی: تو گردنبدی طلا بر گردن زال نهادید، زیرا از نظر جسمی او به زمین افتاده بود.
هر چه با خویش و آشنا گویی
همه مرموز و لوترا گویی
هوش مصنوعی: هر چیزی که به خودت یا کسانی که میشناسی بگویی، همه آنها به گونهای اسرارآمیز و رمزآلود به نظر میرسد.
در زبان تو کم کسی داند
ورچه اندیشه ات یکی ده باد
هوش مصنوعی: در کلام تو کمتر کسی میداند که در ذهنت چه میگذرد و افکارت چه حال و هوایی دارد.
از تو دست دراز کوته باد
سر اندیشه ات یکی ده باد
هوش مصنوعی: کوتاه بودن دست تو نشان میدهد که فکر تو هم محدود و کوچک است.