برگردان به زبان ساده
نسیم باد صبا هیچ عزم آن داری
که این تکاسل طبعیّ خویش بگذاری
هوش مصنوعی: آیا نسیم صبحگاهی قدرت دارد که این کسالت ذاتیات را کنار بگذارد؟
به پای تو چو دو گامست طول و عرض جهان
به گاه قطع مسافت ز تیز رفتاری
هوش مصنوعی: برای قدمهای تو، جهان به اندازهای کوتاه است که در زمان فاصلهها، با سرعتی چشمگیر پیموده میشود.
توقّعی ز تو دارم ز روی همنفسی
اگر به ثقل نداری و رنج نشماری
هوش مصنوعی: من از تو انتظار دارم که در کنار من، اگرچه بار سنگینی به دوش نداری و رنجی را احساس نمیکنی، همچنان با من همراه باشی.
تجشّمی کن و یکدم به کارها پرداز
ناتوانی اگر چه مزاجها داری
هوش مصنوعی: مشغول کار شو و لحظهای درنگ نکن، حتی اگر احساس ناتوانی میکنی و حال روحی خوبی نداری.
سحرگهی که به عون دعای شبخیزان
سبک ترک شده باشی ز رنج بیماری
هوش مصنوعی: صبح زود که با دعای کسانی که شب بیدار بودهاند، به کمک آمدهای، از رنج بیماری رها شدهای.
ز اصفهان حرکت کن به شام صبحدمی
بنزد صدرافاضل قوام بنداری
هوش مصنوعی: از اصفهان حرکت کن به سوی شام در صبح زود، تا به جمع افراد بااستعداد و برجستهای برسی که در قوام و نظم شهرت دارند.
چو با نسایم اخلاق او در آمیزی
ز روی نسبت هم پیشگیّ و همکاری
هوش مصنوعی: اگر با او اخلاق و رفتار نیکو و شایستهای داشته باشم، از روی رابطه نزدیک و همکاری، پیوندی عمیقتر بین ما شکل میگیرد.
نگاه دار ز بهر دماغ مشتاقان
ز خاک پایش اگر شمّه یی بدست آری
هوش مصنوعی: اگر به پای کسی که مشتاق توست، توجه کنی و چیزی از او به دست آوری، حتی اگر مقدار کمی باشد، بسیار ارزشمند است.
ودیعه های دعا و ثنای من چندان
که حصر آن متعذّر بود ز بسیاری
هوش مصنوعی: من دعاها و ستایشهایم آنقدر زیاد است که نمیتوانم همهی آنها را بشمارم و محدودیتی برای آنها وجود ندارد.
سزد که بر طبق شوق و معرض اخلاص
چنان که من بسپارم تو نیز بسپاری
هوش مصنوعی: مناسب است که تو نیز به اندازهای که من با عشق و تلاش خالصانه خودم را میسپارم، آنچه را که در دل داری به من بسپاری.
از آن سپس که ببوسی زمین حضرت او
پیام من به زبان ثناتو بگزاری
هوش مصنوعی: پس از آنکه بر زمین مقام او بوسه زدی، پیامم را با زبان ستایش به او برسانی.
بگو که ای ز معانیّ خوب و سیرت نیک
بجای آنکه بهر مدحتی سزاواری
هوش مصنوعی: بگو که ای بهترین معانی و شخصیت نیکو، تو شایسته مدح و ستایش نیستی.
به رسته های چمن بر مجاهزان بهار
همه ز کیسۀ خلقت کنند عطّاری
هوش مصنوعی: در باغهای سبز بهار، همه موجودات از تواناییهای طبیعی خود بهرهبرداری میکنند و با آن، به زیبایی و طراوت فصل بهار میافزایند.
چو تو عرایس افکار خویش جلوه دهی
شود ز شرم رخت آفتاب گلناری
هوش مصنوعی: وقتی که تو زیباییهای افکار خود را نمایان کنی، به خاطر شرم رخسار تو، آفتاب هم مانند گلسرخ میشود.
سیاه روی کند همچو زاغ طوطی را
زبان کلک تو انکام نغز گفتاری
هوش مصنوعی: اگر کسی همچون زاغ سیاهرو باشد، در برابر زیبایی و زرق و برق طوطی هیچگونه جذابیتی ندارد. در عوض، زبان شیرین و خوشسخنی تو میتواند تاثیرگذارتر از همهی زیباییها باشد.
ستارگان فلک با کمال شبخیزی
ز دولت تو کنند التماس بیداری
هوش مصنوعی: ستارههای آسمان با زیبایی و درخشندگی خود از نعمت و برکت تو درخواست میکنند که بیدار بمانی.
ز عکس خون دل حاسدان تو هر شام
چو مغز پسته شود آسمان زنگاری
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت دشمنان تو، هر شب آسمان به رنگ زنگار درمیآید مانند مغز پسته.
ز هیچگونه برین صوب ما نمی گذری
دل تو عادت راحت گرفت پنداری
هوش مصنوعی: دل تو به هیچ وجه از این طرف به سمت ما نمیآید و تو فکر میکنی که به این راحتی عادت کردهای.
مرا چو نام شریف تو بر زبان گذرد
ز لب به چشم رسد نوبت گهر باری
هوش مصنوعی: وقتی نام مبارک تو بر زبانم جاری میشود، مانند این است که در چشمانم نوبت بارش گوهر میرسد.
ز معظمات امور ارچه نیست پروایت
که نام ها به سرانگشت لطف بنگاری
هوش مصنوعی: اگرچه در مسائل مهم چیزهایی وجود دارد که باید به آنها توجه کرد، اما باید توجه کرد که نامها با ناز و محبت به دست میآیند.
از آن مکارم اخلاق نیست مستبعد
که یاد می کند از ما به وقت بیکاری
هوش مصنوعی: در مواقع بیکاری بعید نیست که انسان به یاد ویژگیهای نیک اخلاقی خود بیفتد و به آنها توجه کند.