برگردان به زبان ساده
جهان لطف و کرم افتخار اهل قلم
که نیست فضل و هنر را به از تو غمخواری
هوش مصنوعی: جهان پر از مهربانی و محبت است، اما افتخار نویسندگان و اهل قلم به کسی نیست جز کسی که از هنر و فضیلت به جای غمخواری، حمایت کند.
نه هرگز از تو رسیده به مویی آژنگی
نه هرگز از تو رسیده به موری آزاری
هوش مصنوعی: هرگز از تو آسیبی به من نرسیده و هرگز از تو اذیتی بر من نیامده است.
کجا حکایت آزاد مردی تو رود
بر آن زبنده و آزاد نیست انکاری
هوش مصنوعی: این شعر به این مضمون اشاره دارد که آیا میتوان داستان زندگی فردی آزاد و مستقل را به کسی گفت که خود تحت قید و بند و محدودیتهاست و نمیتواند حقیقت را درک کند. به نوعی، این سوال مطرح میشود که چگونه میتوان تجربههای واقعی آزادگان را به کسی منتقل کرد که همچنان در انکار و وابستگی زندگی میکند.
اگر چه جز تو بسی خواجگان قلم دارند
ولی تو دیگری و دیگران دگر آری
هوش مصنوعی: هرچند که دیگران هم توانایی و علم دارند، اما تو منحصر به فرد هستی و مثل هیچکس دیگری نیستی.
طمع بخامۀ بیمار تو همی دارم
که بی جگر بدهد آرزوی بیماری
هوش مصنوعی: من به امید بیداری و شفا برای تو هستم و آرزو میکنم که تنها بیماریام را تحمل کنم.
بخدمت تو از آن نامدم که نیست هنوز
مرا نه رنگ نشستی نه روی رفتاری
هوش مصنوعی: به خاطر تو به اینجا نیامدم، زیرا هنوز من نه چهرهای دارم که تو را خوش بیاید و نه رنگ و شواهدی از رفتارم که تو را راضی کند.
ولیک زحمتت آورده ام به دست کسان
چگونه زحمت، دانی چنان که هر باری
هوش مصنوعی: اما من زحمتی را که کشیدهام به دست افرادی آوردهام. آیا میدانی که هر بار چقدر سختی کشیدهام؟
بتو که صاحب دستاری التجا کردم
که تا وسیک جنسیّتی بود باری
هوش مصنوعی: به تو که دارای عظمتی هستی، پناه آوردم که اگر در سختی و مشکلات زندگیام به دادم رسیدی، شاید بار دیگر به زندگی و حرمت انسانیام برگردم.
مکن حوالت من بر در کله داران
که خاک بر سر هر مدبری کله داری
هوش مصنوعی: نگذار که من را به در خانه کسانی بسپارند که بر خود میبالند، چرا که بر سر هر مدیری که ظاهراً باهوش است، فقط غم و پریشانی نشسته است.
ز باد سبلت و قند ز مدمّغند چنان
که پیش ایشان نرزد سری به دستاری
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و لطافت موی تو و شیرینی لبان تو، هرچه هم که برای دیگران ارزشمند باشد، در مقایسه با تو کمتر به نظر میرسد.
زمال قسمت این بقعۀ خراب که نیست
بهیچ حالی مرغوب هیچ هشیاری
هوش مصنوعی: از آنچه در این مکان خراب به ما رسیده، با هیچ حالتی نمیتوان آن را مطلوب دانست و هیچ بیداری در آن وجود ندارد.
گرت میسر گردد بکن مسامحتی
بنام خادم داعی به چند دیناری
هوش مصنوعی: اگر بتوانی، کمی با مردم نرمش کن و به عنوان خدمتکاری به جمعی، چند دینار به دست بیاور.