برگردان به زبان ساده
دریا دلا تو آنی، کز فیض طبع روشن
گرد سواد شبهت، از روی دین بشستی
هوش مصنوعی: ای دل، تو مانند دریا هستی که از روشنایی ذاتیات، رنگ اجتماعی خود را از دین و باورهایمان گرفتهای و به همین دلیل، به عمق و وسعتی رسیدهای.
پیشت نهاد گردون، هر ارزو که کردی
زان پیشتر که گفتی، زان بیشتر که جستی
هوش مصنوعی: هر آرزویی که در ذهن داشتی، وقتی آن را به زبان آوردی یا برایش تلاش کردی، دنیا بیشتر از آنچه که انتظار داشتی، به تو خواهد داد.
در نوبت بزرگی، هر چند چون فذلک
در آخر الزّمانی ، در مرتبت نخستی
هوش مصنوعی: در زمانهای آینده، هر چند که در ابتدا به نظر نمیرسد، کسی که در صف بزرگی قرار دارد، به تدریج به مرتبهای عالی خواهد رسید.
جود تو برتواتر ، چون حادثات گیتی
فضل تو بی نهایت، چون شکر تندرستی
هوش مصنوعی: بخشش و سخاوت تو به مراتب بیشتر از حوادث دنیا است و خوبی و فضل تو به اندازهای زیاد است که نمیتوان آن را اندازهگیری کرد، مانند شیرینی تندرستی.
منسوخ شده بیک ره، در دور دانش تو
اعجاز نظم صاحب، تحسین شیخ بستی
هوش مصنوعی: در یک مسیر قدیمی و فراموششده، توانایی و اثر شگرف دانش تو، نظم و زیبایی کارهای آن بزرگوار را مورد تحسین قرار میدهد.
گردون که دایم آرد، هر سختیی برویم
آورد از طرفها، در کار بنده سستی
هوش مصنوعی: جهان همیشه تغییرات و سختیهایی را به زندگی ما میآورد، اما این مشکلات هر چه که باشند نمیتوانند مانع تلاش و کوشش ما شوند.
از روی لاف گفتم، آرم به خاک پشتش
هر چند این حکایت ، خود بود محض رستی
هوش مصنوعی: به خاطر سخنانی که به شوخی گفتم، میتوانم بر خاکی که پشت سرش است، آرام بگیرم، هرچند این داستان، خود حقیقتی بود خالص.
دستم ببست ناگه، وافکند زیر پایم
پس گفت خیز و بنما، این چابکی و چستی
هوش مصنوعی: ناگهان مرا دستبند زد و زیر پا انداخت و سپس گفت: برخیز و به من نشان بده که چقدر چالاک و تند هستی.
فریاد من رس اکنون، کم دست و پای بسته
با چون فلک حریفی باید گرفت کستی
هوش مصنوعی: من اکنون فریاد میزنم، در حالی که دیگر دست و پاهای من بسته نیست. با آسمان باید جنگید تا موفق شوم.