برگردان به زبان ساده
ای همه عادت تو لطف و مواسا کردن
کار تو تربیت مردم دانا کردن
هوش مصنوعی: هرچند که عادت تو کمک و محبت به دیگران است، اما وظیفهات تربیت و آگاه کردن مردم هم هست.
هست در شأن تو ترتیب معایش دادن
هست در عادت تو قهر محابا کردن
هوش مصنوعی: تو به گونهای هستی که دادن معیشت و زندگی به دیگران در شأن توست و همچنین عادت تو بر این است که بیهیچ نگرانی و ترس، از دیگران دوری کنی و قهر کنی.
وصمت خاطر خورشیدوَشَت دانی چیست؟
بی سبب راز دل گردون پیدا کردن
هوش مصنوعی: آیا میدانی احساس خورشید چه طور است؟ بدون هیچ دلیلی، راز دل آسمان را کشف کردن.
دانک جزقدر ترا نیست مسلّم کس را
جای خود بر زبر قبّۀ خضرا کردن
هوش مصنوعی: بنابراین هیچ کس جز تو برای خود ارزش و مقام معینی در این دنیا ندارد، و تنها تو هستی که میتوانی در جای خود بر قلهای از سبزی و زندگی قرار بگیری.
در سخا الحق ازاین سر که بنانت دارد
آزرا خود نگذارد بتمنّا کردن
هوش مصنوعی: در سخاوت، حقی در این مورد وجود دارد که انسان باید از خودخواهی و خواستههای شخصی فراتر برود و در عوض، به دیگران یاری رساند و در این مسیر، چارهای جز نادیده گرفتن آرزوهای خود ندارد.
نزهت چرخ چه باشد به هزاران دیده
در گلستان لقای تو تماشا کردن
هوش مصنوعی: چه لذت و خوشی میتواند در دنیا وجود داشته باشد وقتی که هزاران چشم در گلستان یادت به تماشا نشستهاند؟
درفزودهستی درِ باب کرم رسمی نو
چیست آن رسم؟ دل از جود به دریا کردن
هوش مصنوعی: در دنیای محبت و بخشش، یک قانون جدیدی مطرح شده است. این قانون چیست؟ این است که دل را از دریای بخشش پر کنیم.
چرخ پر دل را در مدّت خود یک حرکت
بر خلافت نبود زَهره و یارا کردن
هوش مصنوعی: چرخ زمان در دوران خود هیچگاه حرکتی بر خلاف نداشته است و برای رسیدن به اهداف و آرزوها، نباید ناامید بود.
گر زجود تو کسی حاصل هستی خواهد
بدهد حالی بی وعده به فردا کردن
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو خیر و برکت ببیند، بدون این که وعدهای بدهی، حالتی به او میرساند که منتظر نباشد و فوری به او خواهد رسید.
چون ز انعام تو معروف نه امروزینهست
در حق من گه و بیگاه کرمها کردن
هوش مصنوعی: به خاطر لطفهای تو، امروز در حق من چیزی نمانده که معروف باشد و کارهای نیک و بخششهایت در شب و روز دیده نمیشود.
با چنین سابقه نوعی بود از ترک ادب
رسم پارینه ز جود تو تقاضا کردن
هوش مصنوعی: با داشتن چنین زمینهای، این یک نوع بیادبی است که از گذشتهها برمیخیزد. حالا از تو خواسته میشود که چیزی را بپذیری.
تو بکن کاری! گر میکنی ای خواجه از آنک
این دگرها را یا گفت رسد یا کردن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کاری انجام دهی، آن را به درستی انجام بده، ای بزرگوار! زیرا این گرد و غبارها یا به معنای قابل قبولی میرسد یا باید درست انجام شود.
جاودان زی تو که انعام تو واجب کردهست
بر کرم تا به ابد تربیت ما کردن
هوش مصنوعی: همواره ما تحت تربیت تو هستیم، چرا که لطف و کرم تو باعث شده تا نیاز داشته باشیم و این آموزش ادامه یابد.