برگردان به زبان ساده
ای بزرگی که از میا من و تو
همه حاجات اهل فضل رواست
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، تو کسی هستی که نیازهای تمام اهل فضل را برآورده میکنی، فارغ از اینکه من و تو چه تفاوتهایی داریم.
طبع تو آب و خاطرت آتش
حلم تو کوه و همّتت دریاست
هوش مصنوعی: طبیعت تو مانند آب است و خاطرت چون آتش میسوزد. بردباریات مانند کوه است و ارادهات به وسعت دریا.
تا سوی من ز جانب کرمت
التفاتی نرفته مدّتهاست
هوش مصنوعی: مدتهاست که از بزرگواری و لطف تو توجهی به من نشده است.
نظرت نیست سوی سفلگیان
زان که قصدت به عالم بالاست
هوش مصنوعی: تو به پاییندستان توجهی نداری، زیرا هدفت رسیدن به دنیای والاتر است.
گر به خدمت رسم و گر نرسم
یک زبانم پر از دعا و ثناست
هوش مصنوعی: هرگاه که به خدمت بروم یا نروم، زبانم همیشه پر از دعا و ستایش است.
مدد همّتی دریغ مدار
که یار من از یمین شماست
هوش مصنوعی: کمک و حمایتی را دریغ نکن، چون یار من در سمت راست شما قرار دارد.
ناگهان در مهّمی افتادم
که ترا نیز باد اگر چه بلاست
هوش مصنوعی: ناگهان در گرفتاری شدیدی قرار گرفتم که حتی تو نیز در آن شراکت داری، هرچند که این وضعیت برای تو نیز مشکلآفرین است.
شب تاریک و فکر گوناگون
نیک دانی که موجب سوداست
هوش مصنوعی: شب که تاریک است و انسان به فکرهای مختلف فرو میرود، خوب میدانی که این اندیشهها میتوانند به نفع او باشند.
خاصه چون شمع در میان نبود
که بدو انس مردم داناست
هوش مصنوعی: به ویژه زمانی که شمع در میان نبود، مردم به خوبی میدانستند که با چه چیزی باید آشنا شوند.
چشمها گرچه روشنست به جمع
جمع بی شم چشم نابیناست
هوش مصنوعی: هرچند که چشمها روشن و پرنور به نظر میرسند، اما اگر بینایی وجود نداشته باشد، دیدن و درک کردن چیزی ممکن نیست.
به شب آنرا که روشنایی نیست
گر هزاران تکلّفست هباست
هوش مصنوعی: اگر شب تاریکی باشد و روشنایی وجود نداشته باشد، هر چه رسم و عادت و تظاهر در آن به کار ببریم، بیفایده است.
نیست پیدا مرا ز تاریکی
که چپ من کجاور است کجاست
هوش مصنوعی: من در تاریکی گم شدهام و نمیدانم چپ من کجاست و به کجا میرود.
بده انگشت و شمع می جستم
که چنین همّتی بلند کراست
هوش مصنوعی: من در جستجوی شخصی هستم که بتواند همچون شمع، روشنایی و امید را در زندگیام به ارمغان آورد، آدمی با همت بلند که دستش را به من دهد.
که کند وجه شمع من روشن
گر به جنس خودست وگرببهاست
هوش مصنوعی: شمع من تنها با چیزی که خود دارد روشن میشود و اگر ارزش داشته باشد، نورش بیشتر خواهد شد.
عاقبت عقل رهنمایم گفت
من بگویم چو شمع روشن وراست
هوش مصنوعی: در نهایت، عقل به من گفت که باید مانند شمعی روشن و راستگو باشم.
خواجه ما هست ودر شب تاریک
روشنایی ز ماه باید خواست
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک، برای روشنایی باید به وجود بزرگان و دوستان خوب خود تکیه کرد.
زود پروانه یی به شمع بده
که ز سودای شب دلم برخاست
هوش مصنوعی: به سرعت یک پروانه به شمع بده تا دل بیتابم از آرزوی شب آرام بگیرد.
بده آن شمع و این شکربستان
زان که بیع شکر به شمع رواست
هوش مصنوعی: چراغ روشنی را بده و این باغ شیرین را نیز، زیرا خریدن شکر با چراغ اشکالی ندارد.