شمارهٔ ۲۲۳ - ایضا له
کمالالدین اسماعیل
»
قطعات
»
شمارهٔ ۲۲۳ - ایضا له
هیچ حاصل ز فضل و دانش نیست
اندرین روزگار بی حاصل
کلک را گو برو به اب سیاه
تو و آن کو به فضل شد مایل
گر شود تیر جعبۀ مریّخ
تیر چرخ آن زمان شود مقبل
ز احتراق و رجوع باز رهد
ور بر مشتری کند منزل
دست در نیزه زن که در این دور
نیست بی نیزه رونق عامل
شمارهٔ ۲۲۲ - ایضا له: در جستن رضای تو عمری بقدر وسع
شمارهٔ ۲۲۴ - وله ایضا: کمال الدّین که چرخ پیر نارد
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
سیاوش جعفری
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هیچ حاصل ز فضل و دانش نیست
اندرین روزگار بی حاصل
هوش مصنوعی: در این زمان، هیچ چیز از دانش و علم به دست نمیآید و نتیجهای حاصل نمیشود.
کلک را گو برو به اب سیاه
تو و آن کو به فضل شد مایل
هوش مصنوعی: به او بگو که برود به درون آب سیاه، و آن کسی که به او کمک شده، تحت تأثیر قرار گرفته است.
گر شود تیر جعبۀ مریّخ
تیر چرخ آن زمان شود مقبل
هوش مصنوعی: اگر تیر جعبۀ مریخ به هدف برخورد کند، آن زمان تیر چرخ به سوی جلو حرکت میکند.
ز احتراق و رجوع باز رهد
ور بر مشتری کند منزل
هوش مصنوعی: از آتش و گرما فاصله بگیرد و اینگونه به دور از ناامیدی و تلاطم به جایی مستقر شود.
دست در نیزه زن که در این دور
نیست بی نیزه رونق عامل
هوش مصنوعی: در این زمان که شرایط دشواری حاکم است، باید با قدرت و آمادگی وارد میدان عمل شد. در غیر این صورت، فعالیت و تلاش مؤثر نخواهد بود.