برگردان به زبان ساده
ای بزرگی که ریش قهر ترا
نتوان داشت التیام طمع
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که هیچکس نمیتواند خشم تو را آرام کند، نگذار امیدها درباره تو به یأس تبدیل شود.
نظرش بر عبادت و خط تست
هر که دارد شکر ز شام طمع
هوش مصنوعی: هرکس که به عبادت و خطای خود توجه کند، بدانید که او به شکرگزاری از نعمتهای خداوند نیاز دارد.
هر گه از دور بینیم گویی
طمع آورده یی، کدام طمع؟
هوش مصنوعی: هر بار که تو را از دور میبینم، گویی به چیزی دلخوش کردهای. اما آنچه به دنبالش هستی چیست؟
بخدا کز توام پس از سه سلام
نبود پاسخ سلام طمع
هوش مصنوعی: به خدا قسم، از تو بعد از سه بار سلامی که کردم، پاسخی به سلامم نیامد، نشان از طمع و بیتوجهی توست.
راضیم کز تو سر بسر بر هم
گرچه دارم به خاص و عام طمع
هوش مصنوعی: من راضی هستم که تمام وجودم را برای تو فدای کنم، حتی اگر به این فکر کنم که از دیگران نیز بهرهمند شوم.
پیش ازین داشتم به دولت تو
نعمت و جاه و احترام طمع
هوش مصنوعی: قبل از این، به خاطر قدرت و جایگاه و احترام تو، به خوبیها و ثروتهایی امیدوار بودم.
این زمان با وثایق شرعی
می ندارم ادای وام طمع
هوش مصنوعی: این روزها دیگر با تضمینهای شرعی، وام گرفتن برایم به منظور سودآوری جذاب نیست.
چون عنان سخن دراز کنم
بر سرم می کند لگام طمع
هوش مصنوعی: زمانی که بیش از حد صحبت میکنم، احساس میکنم که میل و طمع مرا مهار میکند.
آنچنانم مکن ز نومیدی
که ببّرم ز تو تمام طمع
هوش مصنوعی: به طوری با من رفتار نکن که امیدواریم را از دست بدهم، زیرا در آن صورت تمام آرزوهایم نسبت به تو را از بین میبرم.
بار ممدوح چون کشد مادح
خواجه چون دارد از غلام طمع؟
هوش مصنوعی: وقتی ستایشگر بار سنگین ممدوح را به دوش میکشد، چگونه خواجه میتواند از غلام خود توقع داشته باشد که او نیز چیزی بخواهد؟
از نگونساری جهان باشد
که صراحی کند به جام طمع
هوش مصنوعی: زندگی ممکن است به دلایلی دشوار و ناامیدکننده باشد، اما با این حال، میتوان امید و آرزو را در دل داشت و از آرزوها لذت برد.
اندرین عهد کر تسلّط بخل
گشت بر طامعان حرام طمع
هوش مصنوعی: در این دوران، افراد حریص به خاطر بخل و حرص دیگران تحت تاثیر قرار گرفته و نتوانستهاند به خواستههای نادرست خود دست یابند.
با چنین خواجگان سوخته...
وای بر شاعران خام طمع
هوش مصنوعی: با چنین افراد ناراضی و بیخبر از عشق، باید به حال شاعران سادهدل و بیتجربه، که طمع در عشق دارند، افسوس خورد.