برگردان به زبان ساده
بنزد خواجه رفتم بهر کاری
کزانم باز گفتن عار باشد
هوش مصنوعی: به خانهی خواجه رفتم تا دربارهی کاری که میدانم صحبت کنم، اما او گفت که تکرار آن ناپسند است.
و لکن اقتضای روزگارست
که دانا را به نادان کار باشد
هوش مصنوعی: اما شرایط زمانه به گونهای است که افراد با دانایی مجبور هستند با نادانها نیز همکاری کنند.
یکی مجهولکی پیش درش بود
چو سگ کوحاجب مردار باشد
هوش مصنوعی: یک فرد ناشناس در مقابل او بود، مثل سگی که نگهبان مردار است.
مرا گفتا: توقّف کن زمانی
که وقت بار خود دیدار باشد
هوش مصنوعی: به من گفت: زمانی که فرصتی برای ملاقات و دیدار فراهم شد، مکث کن.
مرا آن بار خاطر گشت، گفتم
گدایی را خود این مقدار باشد؟
هوش مصنوعی: دل من در آن لحظه به این فکر افتاد که آیا این مقدار ارزشمند است برای یک گدا؟
گدایان محتشم گردند امّا
حدیث بار بس بسیار باشد
هوش مصنوعی: بینیازان به زحمت میافتند، اما داستانهای پرشمار و غمانگیزی در این مورد وجود دارد.
خرد چون حیرت من دید گفتا
ندانستی که خر را بار باشد
هوش مصنوعی: وقتی عقل مشاهده کرد که من در حیرت و سردرگمی هستم، به من گفت: آیا نمیدانی که الاغ بار را حمل میکند؟
پس آنگه بیتکی تلقین من کرد
که زیب یک جهان اشعار باشد
هوش مصنوعی: سپس به من رازی را نشان داد که زیبایی یک جهان از شعرها باشد.
بسا سر کافسرش افسار باشد
بسا در کز در مسمار باشد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات ممکن است سرکشی و نافرمانی در ظاهر خود را با شکل و شمایل زیبا بچرخاند، در حالی که در واقعیت در دام افتاده و گرفتار مشکلاتی است.