برگردان به زبان ساده
دل مرا چو سپهر از غمی بپردازد
هم از نخست بسیج دگر غم آغازد
هوش مصنوعی: زمانی که دل من از غمهایی که دارد رها شود، باز هم از ابتدا غمهای جدیدی شروع میشود.
مگر سپهر بدانسته است این معنی
که هیچ گونه مرا عافیت نمی سازد
هوش مصنوعی: آیا آسمان فهمیده است که هیچ چیز نمیتواند به من آرامش بدهد؟
ز چرخ چون بگریزم؟ که هر دم در حلق
ز خیط ابیض و اسود کمندی اندازد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از دوران زندگی فرار کنم، در حالی که هر لحظه به عنوان بند بسته به دوختن سرنوشت سیاه و سفید گرفتار هستم؟
ز سوز سینه اگر شرح بر زبان رانم
تنم ز تاب زبان همچو شمع بگدازد
هوش مصنوعی: اگر از درد درونم سخن بگویم، بدنم به قدری میسوزد که مثل شمع آب میشود.
دراز دامنی من عیان شود گر چرخ
لباس محنت بر قدّ عمرم اندازد
هوش مصنوعی: اگر چرخ سرنوشت لباس سختی و رنج را بر تن عمرم بپوشاند، دامن درازی که دارم آشکار خواهد شد.
بسان آتش شمعست پست تر هر دم
بسر فرازی هر کس که بیشتر یازد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مانند شعلهٔ شمع، انسانها با گذشت زمان و تلاش بیشتری که میکنند، ارتفاع و مرتبهٔ خود را بالاتر میبرند. هر کسی که بیشتر در تلاش باشد، به قلههای بالاتری دست خواهد یافت.
رباب وار شدم خرسوار در صف لهو
از آنکه چرخم بی گوشمال ننوازد
هوش مصنوعی: من همچون ربابی نرم و شاداب، در صف سرگرمیها در حرکت هستم، اما از آنجا که زندگیام بدون تنبیه و اصلاح نیست، نوازش نمیشود.
کسی که خوش سخن و راست رو بود ناچار
چو چنگ از پی هر زخم کردن افرازد
هوش مصنوعی: کسی که سخنوری خوشذوق و صداقت در چهرهاش وجود دارد، به ناچار باید مانند چنگی که پس از هر زخمی به صدا درمیآید، به تلاش برای بیان حرفهای خود و جلب توجه دیگران ادامه دهد.
گمان ببی غمی آن مبر که در پشت
نگار خانۀ چهره بخنده بطرازد
هوش مصنوعی: نگران نباش، که در پس چهرهی زیبا، غمی وجود ندارد و تنها لبخند و شادابی به چشم میخورد.
چو حقّه هاست دل و غم چو مهره و گردون
یکی مشعبد چابک که حقّه می بازد
هوش مصنوعی: دل مانند حقّهای است و غم مانند مهرهای؛ در این بازی که شبیه یک شعبدهبازی است، گردون (سرنوشت یا روزگار) حقّه را میبرد و ما را به تماشا میکشاند.
که جمله مهرۀ خود زیر حقّه یی دارد
که پیش چشم تو از مهره اش بپردازد
هوش مصنوعی: هر کسی در زیر ظاهری که دارد، یک راز یا حقیقتی پنهان دارد که ممکن است در چشم تو درخشش کند و تو را تحت تأثیر قرار دهد.
در آهنین در از آن چوب می خورد آتش
که همچو من بزبان آوری همی نازد
هوش مصنوعی: آتش به چوبی که در درب آهنی قرار دارد آسیب میزند و این مانند من است که به زبان برازنده خود ناز و فخر میکنم.
پریر گفت مرا خوشدلی، کجاست دل؟
چرا بجانب ما هیچ گونه نگرازد؟
هوش مصنوعی: پری گفت: خوشدل بودن من از کجاست؟ دلِ من کجاست؟ چرا هیچ نگاهی به سوی ما نمیکند؟
جواب دادم و گفتم که دار معذورش
که از نزاحم غم با تومی نپردازد
هوش مصنوعی: پاسخ دادم و گفتم که او به خاطر ارتباط نزدیکش با غم و اندوه، نمیتواند از آن جدا شود و به تو توجه کند.
دو سال رفت که چوگان چرخ چون گویم
بزخم حادثه از هر سویی همی تازد
هوش مصنوعی: دو سال گذشت و چرخ روزگار مانند چوگان به سوی من میآید و من از بروز حوادث ناگوار در همه سو در دلهره هستم.
هنوز روی خلاصی نمی شود روشن
مگر خدای تعالی لطیفه یی سازد
هوش مصنوعی: هنوز راه نجات به طور کامل مشخص نیست، مگر اینکه خداوند امکان خاصی را فراهم کند.