برگردان به زبان ساده
تیزی که مغز چرخ ز بانگش فغان کند
تیزی که روزگار بدو امتحان کند
هوش مصنوعی: تیزی که از صدای خود، چرخ زندگی را به درد و فریاد میآورد، همان تیزیای است که سرنوشت برای آزمایش کردن آن را میآزماید.
تیزی که مردگان همه از بیم درریند
گر نفخ صور صدعت خود را چنان کند
هوش مصنوعی: اگر صدای تند و مهیب تو به گوش مردگان برسد، آنان از ترس جان به در میروند.
تیزی که چون ز منفذ سفلی گشاد یافت
در سنگ خاره قوّت زخمش نشان کند
هوش مصنوعی: تیزی که مانند یک تیغه تیز از ریشههای سنگها بیرون آمده، نشاندهندهٔ قدرت و شدت زخمی است که میتواند به وجود آورد.
تیزی که زیر دامن چرخ ار کند بخور
تیزیش از دماغ زحل خون روان کند
هوش مصنوعی: دستخطی که زیر دامن چرخ آسیاب قرار دارد، به قدری تند و تیز است که میتواند از دماغ سیاره زحل خون بریزد.
تیزی که رازهای تجاویف جانور
بانگ بلند او به فصاحت بیان کند
هوش مصنوعی: تیزی که رازهای عمیق وجود جانور را به وضوح و با صدای بلند بیان میکند.
تیزی که بر زنخ بشکافد به سحر موی
در معرضی که دعوی زخم زبان کند
هوش مصنوعی: تیز بودن محبت مثل چاقو است که از برزنی عبور میکند، همانطور که موی زیبا در معرض دید قرار دارد و میتواند زخم زبان یا انتقادهای دیگران را به همراه داشته باشد.
تیزی که گر به بینی کهسار بر شود
ارکانش از تخلخل چون موشدان کند
هوش مصنوعی: اگر تیزی را ببینی که به کوهها میرسد، ارکان آن مانند موشها از هم فاصله میگیرد و متلاشی میشود.
تیزی که در بهار اگر دم بر آورد
رنگ زریر بر دورخ ارغوان کند
هوش مصنوعی: تیزی که در بهار دم برمیآورد، رنگ زردی را به دور صورت ارغوانی میدهد.
تیزی که شمّهای ز نسیم معطّرش
هشیار را چو مستان خیزان فتان کند
هوش مصنوعی: نسیم خوشی که از سوی بهار میوزد، میتواند فردی هشیار و هوشیار را به حالتی شگفتآور بیفکند و او را مانند مستان به رقص و حالت شیدایی درآورد.
تیزی که چون کواکب مُنقَضّه گاه رجم
با ریش بَلمهٔ شب تیره قران کند
هوش مصنوعی: تندی و تیزی که مثل ستارههای در حال سقوط، گاه به زمین میافتد و در تاریکی شب بر چهرهٔ چالههای عمیق میتابد.
تیزی که برشود به فلک همجو گردباد
پس راه کهکشان چو ره گُهکشان کند
هوش مصنوعی: تیزی که به سمت آسمان برود، همچون گردبادی است که راه کهکشان را از میان کشید.
تیزی که خرمن مه تابان دهد به باد
گر چرخ نفخهای ز هُبوبش عیان کند
هوش مصنوعی: وزش بادی که خرمن نور ماه را به هم میزند، هرچند که اثر آن به وضوح نمایان است.
تیزی که بر سپهر بمیرد چراغ روز
گر او پفی به قصد، سوی نیّران کند
هوش مصنوعی: زمانی که ستارهای در آسمان ناپدید میشود، روز روشن از آن به خاطر خواهد آورد و به سمت نورهای دیگر میرود.
تیزی که بانگ رعد بود جفت ساز او
در زیر لب چو دندنهٔ ناتوان کند
هوش مصنوعی: صدای رعدی که بسیار بلند و قوی است، مانند صدای نالهای خفیف از زیر لب آن دندانهای ناتوان را به هم میزند و به جریان میاندازد.
تیزی که پردههای فلک منخرق شود
گر عزم بر شدن به دماغ جهان کند
هوش مصنوعی: اگر خواسته باشم با دقت و جدیت برکشم، شکافهای آسمان را پاره میکند و اگر اراده کنم، میتوانم به سمت جهانی نو بروم.
تیزی که همچو تیر سحرگاهی از نفوذ
آسان گذار بر سپر آسمان کند
هوش مصنوعی: تیزی که مانند تیری در سحرگاه به راحتی از دیواره آسمان عبور میکند.
تیزی که بادهای مخالف وزان شود
در بحر اگر عزیمت هندوستان کند
هوش مصنوعی: اگر بادهای مخالف دریا بوزند، تیزی که با خود دارد میتواند به سمت هندوستان حرکت کند.
تیزی که بگسلد همه افزار لنگرش
هر کشتیای که او طلب بادبان کند
هوش مصنوعی: تیزی که اگر شکسته شود، تمامی تجهیزات و ملزومات کشتی را از کار میاندازد، هر کدام از کشتیها که بخواهد بادبان بر افرازد.
تیزی که هر کجا که یکی پشم توده دید
حالی چو مرغ کور در او آشیان کند
هوش مصنوعی: هرگاه که کسی در جایی تودهای از پشم ببیند، به مانند یک پرندهی کور به آنجا پناه میبرد و در آن آشیانه میسازد.
تیزی که جیب صبح بدرّد صدای او
وقت سحر که نغمگکی دلستان کند
هوش مصنوعی: در صبح زود، صدای دلنواز و خوشی به گوش میرسد که به زیبایی این لحظه را میآراید و حالتی دلنشین به فضا میبخشد.
تیزی که همچو صاعقه از بیخ برکند
هر ریش کهنهای که تشبّث بدان کند
هوش مصنوعی: تیزی مانند صاعقهای وجود دارد که هر ریشه کهنهای را که بخواهد به آن چنگ بزند، از ریشه برمیکند.
تیزی که گر تبیرهزنش بانگ بشنود
بر بوق و گاودم ز غضب سر گران کند
هوش مصنوعی: نیش زنبور که به او برسد و صدای آن را بشنود، از شدت خشم به سمت بوق و گاو حملهور میشود.
تیزی که گر عنان به نسیم صبا دهد
حالی جُعَل نشاط گل و گلستان کند
هوش مصنوعی: اگر تندی نسیم را بپذیریم، حالتی را تجربه میکنیم که شادابی گل و باغ را به وجود میآورد.
تیزی که از چنار همی گوزِ تر دمد
گر فی المثل گذار سوی بوستان کند
هوش مصنوعی: اگر تندی باد از درخت چنار بگذرد، مثلاً به سمت باغ برود،
تیزی که ناف آهو چون کون سگ شود
گر بر دیار چین گذری ناگهان کند
هوش مصنوعی: اگر دمی ناگهان به سرزمین چین بروی، تیزی و زیبایی که ناف آهو دارد، مانند پشت سگ خواهد شد.
تیزی که کور گردد ازو چشم روشنان
گر با هشام چرخ بلند اقتران کند
هوش مصنوعی: تیزهوشی که از دیدن چشمروشنیها ناامید شود، اگر با شانس و بخت بلند و خوب همراه شود، به کمال و موفقیت میرسد.
تیزی چنان دراز نفس کامتداد آن
در بینی زمین و زمان ریسمان کند
هوش مصنوعی: تیزی به قدری عمیق و طولانی است که به راحتی میتواند تمامی زمان و مکان را تحت تأثیر قرار دهد و آن را به هم گره بزند.
تیزی که چون سموم به هرکس که باز خورد
از وی به موی ار بجهد موزیان کند
هوش مصنوعی: تیزی و شدت این چیز که به همه میخورد، اگر کسی را تحت تأثیر قرار دهد، او را به حالتی نامناسب و ناخوشایند میبرد.
تیزی که طاس چرخ بگیرد طنین او
تیزی که نای زهره ز بادش فغان کند
هوش مصنوعی: تیزی که در شعاع چرخ به حرکت درمیآید، همچنان که صدای دلخراش نای زهره از باد به گوش میرسد.
تیزی که بر کبوتر دمکش سبق برد
تیزی که قاقیا بتر از ماکیان کند
هوش مصنوعی: تیزی که بر کبوتر دم کشیده است، به اندازهای است که قاقیا از ماکیان تیزتر و چابکتر میشود.
تیزی که بر بروت هر آنکس که بگذرد
خروارهاش حشو شکم در دهان کند
هوش مصنوعی: هر کسی که از کنار تو عبور کند، تیزی و زیبایی تو را میبیند و تحت تأثیر قرار میگیرد، به طوری که گویی در چنگال جذابیت تو گرفتار شده و نمیتواند از آن فرار کند.
تیزی که بر نبات زنخندان چو بروَزد
از ریختن حکایت برگ خزان کند
هوش مصنوعی: وقتی که زهرهای زیبا با لبخند دلنشینی باز میشود، میتواند به روشنی نشاندهندهی گذر زمان و نشانههای دگرگونی زندگی باشد، همانگونه که برگهای درختان در فصل خزان میریزند و تغییرات را به تصویر میکشند.
تیزی که باشد استرۀ تیزش آرزو
هر ریش کو مجاورتش یک زمان کند
هوش مصنوعی: تیزی و تیزی آرزوهایش مانند شمشیر است که هر کسی که مدتی در کنار آن باشد، تحت تأثیر قرار میگیرد.
تیزی که گر خر نرش آواز بشنود
شرم آیدش که بار دگر عان عان کند
هوش مصنوعی: اگر یک خر صدای نر را بشنود، از خجالت دیگر نمیتواند صدا کند و نمیتواند به حالت قبلی خود برگردد.
تیزی که خاص از جهت مغز احمقان
از گند و گوه لخلخهٔ رایگان کند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که از نظر عقلانی ناتوان هستند، با تیزدلی خود میتوانند از بینظمیها و آشفتگیها به نفع خود استفاده کنند. به عبارت دیگر، آنها قادرند از شرایط نامطلوب بهرهبرداری کنند.
تیزی که چون گذشت ز خلوتسرای خاص
میدان بار عام ز ریش فلان کند
هوش مصنوعی: تیزی و تندیای که وقتی از جای خصوصی و آرامش بخش میگذرد، به میدان عمومی و شلوغ ورود میکند و باعث جلب توجه و واکنش میشود، همچون ریش فلانی عمل میکند.
تیزی که ز اصفهان چو کند عزم مزدقان
مبداء دم زدن ز در گوز دان کند
هوش مصنوعی: تیز و تندبادی که از اصفهان میآید، وقتی اراده کند که به مزدقانیها حمله کند، سپیدارها را به شدت تکان میدهد و صدای دمیدن باد را از درختان به گوش میرساند.
تیزی چنین که گفتم و امثال این هزار
در ریش آنکه دشمنی شاعران کند
هوش مصنوعی: شاعر به تندخویی و دلخوری اشاره دارد و میگوید که اگر کسی به شاعران بیاحترامی کند و دشمنی ورزد، خود را در معرض انتقاد و تندگویی قرار میدهد.
این اختیار کس نکند پس اگر کند
آن خرسروی خرصفت گاوبان کند
هوش مصنوعی: هیچکس حق ندارد که این کار را انجام دهد؛ اما اگر کسی این کار را انجام دهد، مانند خرسی خواهد بود که همچون گاوبان، بر روی خر سوار شده است.
گرگ کهن، ضیاءمضّل آنکه چربکش
اغراء گوسفند به خون شبان کند
هوش مصنوعی: گرگ قدیمی، نور را میگیرد و آن کسی که دیو و دد را تزیین میکند، میتواند گوسفند را به سوی کشتن شبان بکشد.
آن سَردَم سخر، که به هنگام ظرف و لطف
فصل تموز را به دمی مهرگان کند
هوش مصنوعی: سردی که در فصل گرما به کمک ظرف و لطف میآید و مهرگان را به یاد میآورد.
گر دست او به چشمهٔ خورشید در شود
چیزی ز تیرگّی شبش در میان کند
هوش مصنوعی: اگر دست او به چشمهای خورشید برسد، چیزی از تیرگی شبش در میان قرار خواهد گرفت.
در عمر اگر حدیثی گوید چو تیر راست
تضریبکی چو پیکان، پیوند آن کند
هوش مصنوعی: اگر در زندگی، سخنی بگویی که مانند تیر راست و بینقص باشد، آن سخن میتواند همچون پیکانی، ارتباطی عمیق و ماندگار برقرار کند.
گر ظاهرا نماید با تو تملّقی
آن دم ازو بترس که قصدت به جان کند
هوش مصنوعی: اگر کسی به ظاهر با تو تملق میگوید و چهرهاش تو را فریب میدهد، باید از او بترسی، چون این نوع رفتار ممکن است به قصد آسیب رساندن به تو باشد.
سرمایۀ دروغ و نفاقست و کبر و بخل
بس سودها که خلق برین اهریان کند
هوش مصنوعی: سرمایهای که به دروغ، نفاق، کبر و بخیل بودن تعلق دارد، باعث میشود که انسانها نفعهایی برای خود به دست آورند.
از مهر آفتاب کند سرد ذرّه را
گر در خیال رای به تضریبشان کند
هوش مصنوعی: اگر آفتاب عشق به ذرات سردی بتابد، بیتردید، گرمایی را در خیال و ذهن خود میآفریند.
از همرهیّ سایۀ خود منقطع شود
هرک اختیار صحبت آن بدگمان کند
هوش مصنوعی: اگر کسی با وجود شراکت و همراهی، بخواهد به دلایلی از سایه خود جدا شود و دیگران را به شک بیندازد، باید مراقب باشد که همچنان در ارتباط با او بدگمانی وجود دارد.
از یکدگر به تیغ قطیعت جدا شوند
گر یک نفس مجالست فرقدان کند
هوش مصنوعی: اگر لحظهای فرصتی برای گفتگو فراهم شود، حتی دو نفر که با هم در اختلاف و جدایی هستند، میتوانند از هم دور شوند.
پیوند، آن کس از زن و فرزند بگسلد
کورا به عمر خویش شبی میهمان کند
هوش مصنوعی: هر کس که از خانواده و فرزندان خود جدا شود، میتواند حتی یک شب به کسی که او را نمیشناسد، خوشامد بگوید.
خون ریزش افکند گهر و تیغ را به هم
چون او به خبث، تیغ زبان را فسان کند
هوش مصنوعی: خونی که ریخته میشود، باعث میشود که گوهر و تیغ به هم برسند. مانند او که با بدی زبان خود، فریب میدهد.
ناخن به قصد گوشت برآرد ز پوست سر
گر او به گاه فکر نظر در بنان کند
هوش مصنوعی: اگر ناخن بخواهد به گوشت برسد، باید از پوست سر عبور کند؛ اما اگر او به فکر نگریستن به اثر خود باشد، این کار را نمیکند.
با ثروتی چنان که ب افلاک بر رسد
از سیم خویش گر به مثل نردبان کند
هوش مصنوعی: با مالی بسیار، مانند اینکه فرد با نردبانی از فلز به جایی بالا برود، اگر انسان به تلاش و کوشش خود ادامه دهد، میتواند به موفقیت دست یابد.
انبان زر به خانه رها کرده میرود
تا بهر لقمه زحمت بر پاسبان کند
هوش مصنوعی: مردی که کیسهای از طلا به خانه گذاشته، به سمت میدان میرود تا با زحمت و تلاش خود، لقمهای نان به دست آورد و آن را به پاسبان تقدیم کند.
مسکین زنش ز بیم نیارد شکست نان
از بیم آنکه خواجه امامش لعان کند
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که زن بیچاره به خاطر ترس از عواقب ناشی از شکستن نان، از بیماری همسرش نگران است. او نگران است که اگر غذا را خراب کند، ممکن است آقا و رییسش او را مورد سرزنش قرار دهد. این نشاندهندهی فشارهای اجتماعی و ترسهایی است که افراد به خاطر وظایف و انتظارات اجتماعی تحمل میکنند.
گوید که آشکاره عبادت ریا بود
زیرا زکات مال ز سایل نهان کند
هوش مصنوعی: میگوید که عبادتی که به نمایش گذاشته میشود، در واقع ریاکاری است و زکات مال را بهصورت پنهانی ادا میکند.
در معرضی که یافت مجال سعایتی
آن لطفها که در حق پیر و جوان کند
هوش مصنوعی: در فضایی که فراهم شده، فرصتی برای تلاش و کوشش وجود دارد تا آن مهربانیهایی که به افراد پیر و جوان میشود، ابراز گردد.
هر سادهدل که داد بدو دست اعتماد
طرّار دیدهای که چه با ترکمان کند
هوش مصنوعی: هر انسانی که به او اعتماد کرده است، نمیداند که او چه کاری با او خواهد کرد و این اعتماد ممکن است به او آسیب برساند.
جولاههایست همسر او در سرای او
کو کسوت شریف ورا پود و تان کند
هوش مصنوعی: در خانه او همسرش زنی است که به خاطر نجابت و شرافتش، مورد احترام و توجه است و او را مانند پوستی با ظرافت و لطافت میداند.
گر شَعربافیای کند از تار ریش او
کونپوش مرکبان جهان پهلوان کند
هوش مصنوعی: اگر کسی شعری بسازد که تار و پود آن از ریش او باشد، او را به عنوان کسی میدانند که در جهان، مردان بزرگ و قهرمانان را تحت تأثیر قرار میدهد و به آنها عظمت میبخشد.
علم خلاف گوید فنّ منست لیک
باشد خلاف علم هر آنچ او بیان کند
هوش مصنوعی: علم ممکن است چیزهایی بگوید که با حقیقت من متفاوت است، اما هر چیزی که او بیان کند، ممکن است با واقعیت در تضاد باشد.
خطّش ز ریش گَندهتر و نطقش از بیان
پس قدح بر ائمّهٔ بسیاردان کند
هوش مصنوعی: خط او بسیار زیبا و گویا است و از سخنانش به وضوح دانش و فهم عمیق او مشخص میشود؛ بنابراین، او به راحتی میتواند بر امامان بزرگ و دانا تأثیر بگذارد.
گه گه که در افادت علمی کند شروع
تا همچو خویش خرکره را درسخوان کند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات که علم و دانش به تو الهام میشود، مثل زمانی که شیر خر به یک مؤدب و باهوش درس میدهد تا او نیز مانند خویش رشد کند و به تحصیل علم بپردازد.
الفاظ بستهاش ز زبان شکستهاش
باشد چو سنده کو گذر از ناودان کند
هوش مصنوعی: کسی که در بیان خود دچار محدودیت است، به مانند کسی میماند که از یک مسیر تنگ یا ناودان عبور میکند. این نشاندهندهی دشواریهایی است که در انتقال احساسات و افکار وجود دارد.
الحق خوش آیدم که ریَم در دهان او
خاصه چو دعوی نسب و خاندان کند
هوش مصنوعی: به راستی که خوشحال میشوم وقتی در گفتگوهای او راجع به نسبت و خانوادهاش صحبت میکند.
ای بی حفاظ شرم نداری که چون تویی
بر اهل فضل بیشی در اصفهان کند
هوش مصنوعی: ای دوست، چطور میتوانی بیشرم باشی در حالی که کسی به فضل و دانش تو در اصفهان توجه میکند؟
آزرده آنکه از تو نگشتست، نان تست
دیگر همه کس از تو امان الامان کند
هوش مصنوعی: آشفتگی و ناراحتی کسی که از تو تغذیه نکرده، طبیعی است. دیگران هم از تو کمک و محافظت میطلبند.
بر چون منی مزاحمت ای سفلۀ خسیس
آنکس کند که او ز سلامت کران کند
هوش مصنوعی: ای فرد پست، مزاحم من نشوید. تنها کسی که به سلامتی و شرافت میرسد، به دیگران آسیب نمیزند.
خصمیّ شاعران نه متاعی بود ولیک
ریش بزرگ، مردم را قلتبان کند
هوش مصنوعی: شاعرانی که در دنیای شعر و ادبیات رقابت میکنند، معمولاً تنها برای جلوه دادن خود و به دست آوردن توجه دیگران عمل نمیکنند. آنها با کلام خود میتوانند تأثیر عمیقی بر مردم بگذارند و حتی از لحاظ شخصیتی و معنوی بر دیگران تسلط پیدا کنند.
از گفت و گوی کون خران مرد گاوریش
گر محترز نشیند واجب همان کند
هوش مصنوعی: اگر در مکالمه و تعاملات خود با دیگران به درستی رفتار نکنی و از احترام و ادب دور باشی، همانند خران مردهای خواهی بود که باید به دور از هرگونه آگاهی و هوشیاری زندگی کند.
آن بز گرفتن تو و روباه بازیت
روزی تو را نوالهٔ شیر ژیان کند
هوش مصنوعی: روزی تو به پاداش زحماتت به ثمر خواهی رسید و نتیجه تلاشهایت را خواهی دید.
خروارکی دو جو بربودی ولی ببین
تا این هجا کرای دو خر زعفران کند
هوش مصنوعی: اگرچه مقدار اندکی از زعفران وجود دارد، اما ببین چگونه همین مقدار کم میتواند ارزش زیادی به خود بگیرد.
آن جو خری دگر خورد و شعر من ترا
بر روی روزگار یکی داستان کند
هوش مصنوعی: آن ستارهای که برآمد، به تو اشاره میکند و شعر من در روزگاری دیگر، داستانی از تو خواهد گفت.
پرهیز کن ز تیغ زبانی که هجو او
در سینهها نیابت نوک سنان کند
هوش مصنوعی: از زبان تند و زهرآگین دوری کن، زیرا نقد و تحقیر او در دلها میتواند به اندازه تیر و سنان آسیبزا باشد.
پرپشت و گردن از چه کشد باروزرخلق
آن کو شکم ز خوان کسان پر ز نان کند
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که شخصی با اندام تنومند و گردن کلفت، به خاطر تلاش و زحمتی که میکشد، بار سنگینی را تحمل میکند. همچنین، او میتواند از ثروت و نعمت دیگران بهرهمند شود و همانند پرندگان، به راحتی از سفرههای دیگران تغذیه کند.
آنکس که وصف تیز بدین سان کند ببین
تا وصف سندهای چو تو خود بر چه سان کند
هوش مصنوعی: هر کسی که به این شکل درباره ی دیگری صحبت میکند، باید بداند که خودش هم لایق همین نقد و توصیف است. یعنی اگر او میتواند دیگران را قضاوت کند، دیگران هم حق دارند او را به همین شکل ببینند و دربارهاش قضاوت کنند.
تا دامن قیامت هر کس که این بخواند
بر جان تو وظایف نفرین روان کند
هوش مصنوعی: هر کسی که این عبارت را بخواند، ممکن است باعث شود که بدبختیها و نفرینها به سوی تو بیفتند.
تا با کسی که دوست بود مزدقانیای
قصدش به جاه و مال و به خان و به مان کند
هوش مصنوعی: اگر با کسی که دوست است، نیتت برای کسب مقام و ثروت باشد، آن را کنار بگذار و در این دنیا بمان.
بادا سقیم در وطن خود به عجز و ذل
هر مفسدی که نسبت با مزدقان کند
هوش مصنوعی: بهتر است در سرزمین خود دچار بیماری و ناتوانی شود هر کسی که به پاکان و شایستگان بیاحترامی کند.