رباعیات
کلیم
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : هر چند که مرد قول و فعلش تبه است
شمارهٔ ۲ : از راز دو کون گر کس آگاه افتد
شمارهٔ ۳ : شیرینم و مغز سخنانم تلخ است
شمارهٔ ۴ : خوبان که همی رمند ز افسون فلک
شمارهٔ ۵ : هنگام بهار سیر گلشن نکنیم
شمارهٔ ۶ : پر داغ دل از جور جهانیست مرا
شمارهٔ ۷ : برگشتن عمر را نمود آمدنت
شمارهٔ ۸ : جا کرده اگر شاخ گلی در دل من
شمارهٔ ۹ : با عقده غم خوشم که کام دلم اوست
شمارهٔ ۱۰ : تا تکلیف تو جا مهیا نکند
شمارهٔ ۱۱ : با گردش دهر و خلق پرشور و شرش
شمارهٔ ۱۲ : گویند ز رخ طره پیچان برداشت
شمارهٔ ۱۳ : دل قافله درد ترا مرحله بود
شمارهٔ ۱۴ : با ما کین سپهر و انجم پیداست
شمارهٔ ۱۵ : ای شوخ بغمزه بر سر جنگ مباش
شمارهٔ ۱۶ : گویند کلیم توبه آسان شکند
شمارهٔ ۱۷ : خواری از دهر دانش اندوخته دید
شمارهٔ ۱۸ : ای خاک در تو سرمه بینائی
شمارهٔ ۱۹ : از رنج سفر گفتم اگر دل ریشست
شمارهٔ ۲۰ : ای آنکه دلت زر از غیب آگاهست
شمارهٔ ۲۱ : ذاتت که زمجموعه گل منتخب است
شمارهٔ ۲۲ : روزیکه تن شاه جهان از تب تافت
شمارهٔ ۲۳ : ای نقش بدیع شکل جان پرور تو
شمارهٔ ۲۴ : قسمت کردند ماه و خور بی کم و بیش
شمارهٔ ۲۵ : این روزی گرم حق تعالی است نه تب
شمارهٔ ۲۶ : آنم که نجویم از غم دهر پناه
شمارهٔ ۲۷ : در معرکه این تفنگ فریادرس است
شمارهٔ ۲۸ : اسبت که حنا زیب فزای تن اوست
شمارهٔ ۲۹ : بر پیل سپیدت که مبیناد گزند
شمارهٔ ۳۰ : کس نیست درین زمانه غمخوار کسی
شمارهٔ ۳۱ : ای همچو مگس بر همه طبعی تو گران
شمارهٔ ۳۲ : دریاست کفت سحاب می خیزد ازو
شمارهٔ ۳۳ : شاها یکره بهر که افتد نظرت
شمارهٔ ۳۴ : شاهی که حمایت خدایش سپر است
شمارهٔ ۳۵ : تیغ غضبت خون همه اعدا ریخت
شمارهٔ ۳۶ : این مژده فتح از پی هم زیبا بود
شمارهٔ ۳۷ : ای با افلاک عقد الفت بسته
شمارهٔ ۳۸ : از حق چو ندا شنید ممتاز محل
شمارهٔ ۳۹ : ای نقش جبین سرکشان فرش درت
شمارهٔ ۴۰ : غم جای دگر نمی رود از بر من
شمارهٔ ۴۱ : آنکس که ترا رخصت میخواری داد
شمارهٔ ۴۲ : شد تنگ ز کم ظرفی ما مشرب جام
شمارهٔ ۴۳ : با آنکه پیاله گیر این بزم منم
شمارهٔ ۴۴ - برای چراغانی شهر نورسپور : شبها ز چراغ و شمع در نورسپور
شمارهٔ ۴۵ : افسوس که جمعیت از احوالم رفت
شمارهٔ ۴۶ : زنهار مگو که بنده گمراهم
شمارهٔ ۴۷ : ابر آب دگر بروی دنیا آورد
شمارهٔ ۴۸ : در بادیه گر دو گام بی آب شوی
شمارهٔ ۴۹ : ایدل گر رفع احتیاجت هوس است
شمارهٔ ۵۰ : دل در غم آن سرکش جاهل چه کند
شمارهٔ ۵۱ : حافظ چو بنغمه روح فرسا افتد
شمارهٔ ۵۲ : دستت اگر ای قدوه احرار شکست
شمارهٔ ۵۳ : راز دو جهان بتنگ دستان بسیار
شمارهٔ ۵۴ : این تازه بنا که عرش همسایه اوست
شمارهٔ ۵۵ : آزاده ز سر هوای دستار گذاشت
شمارهٔ ۵۶ : آنان که بخوان رزق روزی خوارند
شمارهٔ ۵۷ : هر چیز که مایه تن آسانی تست
شمارهٔ ۵۸ : از شاه جهان زمانه ممنون بادا
شمارهٔ ۵۹ : از شاه جهان جهان ببرگ و سازست
شمارهٔ ۶۰ : یارب دائم کمر بهمت بندی
شمارهٔ ۶۱ : زنجیر عدالتت بعالم رقمی است
شمارهٔ ۶۲ : از معدلتت زمانه آگاه شده است
شمارهٔ ۶۳ : ای عارضه تو عمر کاه همه کس
شمارهٔ ۶۴ : دست هوسم را ز درم بیزاریست
شمارهٔ ۶۵ : محسن دائم سرش در سینه زده
شمارهٔ ۶۶ : از حادثه دورتر بصد مرحله است
شمارهٔ ۶۷ : بنگی عربی سوار جمازه چرت
شمارهٔ ۶۸ : برگرد تو ای قدوه نیکوکاران
شمارهٔ ۶۹ - تاریخ تسخیر قلاع خطهٔ دکن : از جلوه شاهدان فرخ پی فتح
شمارهٔ ۷۰ : از باده گذشتیم بپاکان قسم است
شمارهٔ ۷۱ : دستی نبود بر تو بداندیش ترا
شمارهٔ ۷۲ : چون شاه جهان پادشه شیر شکار
شمارهٔ ۷۳ : شاها بختت کشور اقبال گرفت
شمارهٔ ۷۴ : عالم روشن ز شمع اقبالت باد
شمارهٔ ۷۵ : نی از گریه است ضعف چشمم نه زدرد
شمارهٔ ۷۶ : ساز تو همیشه غم فزای دل بود
شمارهٔ ۷۷ : چون شمع خودم آتش پیراهن خویش
شمارهٔ ۷۸ : چون لاله خودیم آتش خرمن خویش
شمارهٔ ۷۹ : اجداد شه جهان همه تاج ورند
شمارهٔ ۸۰ : شاه از حسب و نسب شه شاهانست
شمارهٔ ۸۱ : دلخسته به پیش دادرس می آیم
شمارهٔ ۸۲ : هم زلف پریشان تو بر گشته ز ما
شمارهٔ ۸۳ : تا وزن شهنشاه ترازو کردست
شمارهٔ ۸۴ : با خویش همیشه ما در جنگ زدیم
شمارهٔ ۸۵ : از کسب هنر خوشدلی از دستم رفت
شمارهٔ ۸۶ : زنهار مگو که بنده گمراهم
شمارهٔ ۸۷ : بلبل هوس گلبن باغم نکند
شمارهٔ ۸۸ : آتش چو گذر بدشت پر خار کند