برگردان به زبان ساده
دل که چون نرگس مستت به شراب افتادست
دفتر معرفت ماست در آب افتادست
چشم های خمار یار ( نرگس مست ) گویی در شراب٬ غرق و به این واسطه جذاب و مخمور شده اند و دل ما همانند همان چشم ها و با همان شراب از خود بی خود گشته و دفتری که دانش و معرفت ما در آن به نگارش در آمده( بنا به علتی که در مصرع اول بیان شد ) اکنون در آب افتاده و نابود شده است.
ما ز آغاز و ز انجام جهان بیخبریم
اول و آخر این کهنه کتاب افتادست
ما نه از آغاز و نه پایان جهان هیچ اطلاعی نداریم این جهان همانند کتابی کهنه است ( اشاره به دیرینگی عالم و فرسودگی و گذرا بودن آن ) که ابتدا یعنی صفحات نخست و فهرست آن( دانش در خصوص آغاز آفرینش ) و انتهای آن ( رستاخیز و قیامت) به علت فرسودگی نابود و گم شده اند و از آنها بی خبریم.(صفحات میانی کتاب که لحظه ی اکنونِ زندگی انسان هستند در حال ورق خوردن و تمام شدنند و عارف می بایست بدون غرق شدن در داستانی که از وسط شروع شده است به دنبال صفحات گمشده بگردد)
غمزهات کار دلم ساخت به یک چشم زدن
دامنی تا زدی آتش به کباب افتادست
هوش مصنوعی: نگاه زیبایت دل مرا تسخیر کرد و در یک لحظه، با حرکت دامن خود، آتشی به جانم انداخت که مثل کباب در حال سوختن است.
شُکر چشم تو کند محتسب شهر کزو
هر کجا میکدهای هست خراب افتادست
هوش مصنوعی: چشم تو باعث شده تا نگهبان شهر به خاطر تو هرجایی که میخانهای وجود دارد، خراب و ویران شود.
شیشه از باده به رنگی است که میپنداری
دختر رز را آتش به نقاب افتادست
هوش مصنوعی: شیشه به رنگ شراب است و این رنگ به قدری زیباست که به نظر میرسد دختر گل سرخی در زیر نقابی از آتش قرار دارد.
از حریفان قمار تو نمانده است کسی
کار سر باختن اکنون به حباب افتادست
هوش مصنوعی: از رقیبان قمار تو دیگر کسی باقی نمانده است و حالا وضعیت به گونهای شده که به سادگی به شکست میانجامد.
بر رخ ساقی گلرنگ پریشانی زلف
عکس موجی است که بر روی شراب افتادست
هوش مصنوعی: بر چهره ساقی، رنگ گل و حالت آشفته زلف او شبیه موجی است که بر سطح شراب افتاده است.
دفتر حسن بهار است که در عهد تو شست
برگ گل نیست که از باد در آب افتادست
هوش مصنوعی: در دفتر زیبایی بهار، به یادگار فقط آثار و نشانهها باقی مانده است. هیچ گلی که با طراوت باشد، وجود ندارد و تنها بقایای آنهایی که از باد به داخل آب افتادهاند، باقی مانده است.
چشمهساری شده است از نگه شادابش
چشم گریان کلیم ار به سراب افتادست
هوش مصنوعی: چشمهای زنده و پرطراوت از نگاه شاداب او به وجود آمده است؛ اگر چشمان کلیم (موسى) به سراب و خیال بیفتند، به همین خاطر او را در حال گریه میبینیم.