برگردان به زبان ساده
زهی بعشق رخت کار شمع سربازی
زنسبت قد تو سرو در سرافرازی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، شمعها هم برای تو مانند سربازانی در صف ایستادهاند. قد تو همانند سرو، همیشه در اوج و افتخار است.
زگریه باخته ام دیده را همین باشد
بنزد دیده وران معنی نظر بازی
هوش مصنوعی: از گریه چشمانم را باختهام، و این برای من همین است که نزد کسانی که درک عمیقی از زیبایی دارند، مفهوم عشق و زیبایی را به شیوهای خاص میفهمند.
چنین بخاک گر افتاده ام ز پستی نیست
که ریخت بال و پرم از بلند پروازی
هوش مصنوعی: من از روی پستی به زمین افتادهام، این دلیل بر این نیست که به خاطر بلند پروازیام بال و پرم را از دست دادهام.
بسان شعله شمعست الفت من و تو
بمن یکی شده ای لیک در نمی سازی
هوش مصنوعی: مانند شمعی هستیم که شعلهاش ما را به هم پیوند داده، اما تو به من اجازه نمیدهی که به این نزدیکی واقعی تبدیل شود.
غبار من بره دوستی نشسته چنان
که برنخیزد اگر رخش کین برو تازی
هوش مصنوعی: من غبار دوستی را بر چهره خود احساس میکنم، به گونهای که اگر هم بخواهد، نتواند از آن پاک شود و حتی اگر چهرهام در برابر خشم هم قرار بگیرد، این غبار از بین نخواهد رفت.
بدستگیری واماندگان چنان خو کن
که نقش پا را هم بر زمین نیندازی
هوش مصنوعی: به گونهای با افرادی که در زندگی دچار مشکل شدهاند رفتار کن که حضور تو هیچ نشانهای بر جای نگذارد و آنها احساس کنند که در آرامش و امنیت هستند.
کلیم پیر شدی تا بکی چو طفل سرشک
ز تیغ خوبان در خاک و خون کنی بازی
هوش مصنوعی: ای کلیم، تو پیر شدی، تا کی مانند کودکی با اشکهایی که از زیباییها بر زمین میریزد، در خاک و خون بازی خواهی کرد؟