برگردان به زبان ساده
به راه او چه در بازیم، نه دینی نه دنیایی
دلی داریم و اندوهی، سری داریم و سودایی
هوش مصنوعی: در مسیر او نه به چیزی وابستهایم، نه به مسائل دینی و نه دنیایی. فقط دلمان را داریم که پر از شوق و اندوه است و سرمان پر از آرزو.
زمان راحتم چون خواب پا عمر کمی دارد
مگر آسایش خواب اجل محکم کند پایی
هوش مصنوعی: زندگی راحت و آسوده مانند خواب است، اما عمر انسان کوتاه است. مگر اینکه آرامش خواب به او کمک کند تا قدمی محکم بر روی خواب خود بردارد.
بنازم چشم داغت را عجب بیناییای دارد
به غیر از سینهٔ پاکان ندیدم خوش کند جایی
هوش مصنوعی: چشم جذاب و داغ تو بسیار تماشایی است، و من در هیچ جا جز در سینهٔ افراد پاک و معصوم، چنین زیبایی را ندیدم که بتواند شگفتی بیافریند.
بیابان را به شهر آوردم از جذب جنون خود
ز سیلاب سرشکم، خانهام گردید صحرایی
هوش مصنوعی: من با حالتی دیوانهوار و با اشکهای خود، بیابان و تنهایی را به خانهام آوردهام، بهطوری که خانهام به یک دشت و دنیای بیانتها تبدیل شده است.
به عشق ار برنمیآیی، مکش پروانهسان خود را
نداری در جگر آبی، به آتش کن مدارایی
هوش مصنوعی: اگر به عشق پاسخ نمیدهی، پس مانند یک پروانه خود را بیپروا نسوزان. در دل خود آبی از عشق نداری، پس چرا آرامش را به آتش نکشانی؟
به یک پیمانه ساقی گفتوگوی عقل کوته کن
ترا کز دست میآید، به این هنگامه زن پایی
هوش مصنوعی: ساقی، به من بگو که فکر کردن را رها کنم و فقط از شراب لذت ببرم، زیرا در این لحظه فقط باید خوش بگذرانم.
به عالم آنچنان با چشم و دل سیری به سر بردم
که گر از فاقه میمردم، نمیپختم تمنایی
هوش مصنوعی: من به گونهای در دنیا زندگی کردهام که حتی اگر در تنگدستی و کمبود باشد، هیچ گونه آرزویی در دل نداشتهام.
کلیم از خامه کار تیشهٔ فرهاد میکردم
که بر سر هست چون شاهجهانش کارفرمایی
هوش مصنوعی: من با قلم خود مانند تیشهای که فرهاد به کار میبرد، کار میکردم تا بر سر هستی او، که مانند شاه جهان است،创造 کنم.