برگردان به زبان ساده
فقر وارستگی است از غم هر نیک و بدی
نه که سر بار شود فکر کلاه نمدی
هوش مصنوعی: فقر به نوعی آزادی از نگرانیهای زندگی است و دلیل نمیشود که انسان احساس ناتوانی کند؛ در واقع، نباید به فکری که به خاطر نداشتن چیزی مثل کلاهی نمدی به دردسر بخورد، گرفتار شد.
خلق مرغان اسیرند که در یک قفسند
زان میان از که توان داشت امید مددی
هوش مصنوعی: انسانها مانند پرندگانی در قفس اسیرند و در این میان نمیتوان به کسی امید کمک داشت.
غنچه در باغ جهان نیز چو من با دل تنگ
دست بر سر زند از سرکشی سرو قدی
هوش مصنوعی: در باغ جهانی که در آن هستیم، غنچهای مانند من با دل پُر از غم و نگرانی، از شدت تنهایی و سرکشی، به سر و صورت خود میزند.
این دل پرحسد و کینه که در بر داری
سینه را ساخته خواری کش هر دست ردی
هوش مصنوعی: این دل پر از حسد و کینهای که در سینهات داری، باعث شده تا هر بار که به کسی ظلم میکنی، خودت را هم در زبونی و خاری فرو ببری.
لذت بوسه رکاب از کف پای تو گرفت
که نیاید بمیان پای شمار و عددی
هوش مصنوعی: لذت بوسیدن پا به خاطر تو به دست آمد تا هیچ عددی و شمارشی در میان نباشد.
شکرها گویمت ای چرخ که از گردش تو
نیست یک کس که توان برد بحالش حسدی
هوش مصنوعی: ای گردش روزگار، شکرگزار تو هستم، زیرا هیچ کس نمیتواند از دست سرنوشت و تقدیر تو فرار کند و به خاطر حال دیگران حسد ورزد.
بخت وارون من آن نیل بود برزخ عمر
که کشد جانب خود آفت هر چشم بدی
هوش مصنوعی: بخت بد من مانند نیلی است که در میان عمرم قرار دارد و همیشه بدیها و آسیبها را به سمت خود جلب میکند.
عادت داد و ستد دادن جان مشکل کرد
زانکه این داد ز دنبال ندارد ستدی
هوش مصنوعی: عادت کردن به این که جان خود را بدهی، کار سختی است؛ چون این نوع بخشش هیچ جبرانی در پی ندارد.
لاف بی برگی فقر از تو حرامست کلیم
پوست تختی چو تو داری و کلاه نمدی
هوش مصنوعی: افتخار به فقر و ناتوانی جایز نیست، زیرا تو مانند کلیم (موسی) که پوست تختی دارد، ثروت و امکاناتی در اختیار داری. باید به نعمتهایت توجه کنی و از آنها استفاده کنی.