برگردان به زبان ساده
دل از غم بیش و کم تقدیر گذشته
وز نیک و بد عالم دلگیر گذشته
هوش مصنوعی: دل از غمهای زیاد و کم که در تقدیر بوده، رنجیده است و از خوبیها و بدیهای جهان دلزده شده است.
پرواز وطن شیوه بال و پر من نیست
عمرم بغریبی چو پر تیر گذشته
هوش مصنوعی: پرواز در وطن برای من امکانپذیر نیست و زندگیام مانند پرتیری است که از غربت گذشته و هیچ جایی را برای آرامش و آزادی احساس نمیکنم.
چون در نگری در کف شوریدگی ماست
سر رشته هر کار زتدبیر گذشته
هوش مصنوعی: وقتی به وضع و حال ما نگاه میکنی، متوجه میشوی که ریشه مشکلات و دشواریها به تدبیر و تصمیمات گذشتهامان برمیگردد.
امروز بافسون وفا پیش سلامست
ترکی که زما دست بشمشیر گذشته
هوش مصنوعی: امروز وفای عشق در مقابل سلامی است که از گذشته با شمشیر به ما رسیده است.
در راه طلب همت این هر دو بلند است
آهم ز اثر، اشک ز تأثیر گذشته
هوش مصنوعی: در مسیر دستیابی به خواستهها، اراده و عزم این دو نفر بسیار قوی است. صدای آه من ناشی از تجربیات و احساسات گذشتهام است و اشک من هم تحت تأثیر آنها قرار دارد.
راه دل و جان غمزه او زد بنگاهی
یک ناوک کاری ز دو نخجیر گذشته
هوش مصنوعی: دل و جان من با یک نگاه نغز او تجهیز شد، گویی که یک تیر کارساز از دو شکارچی عبور کرده است.
خارم بجگر کاشته و داغ بسینه
در دل چو گل و لاله کشمیر گذشته
هوش مصنوعی: من در درون خود درد و رنجی دارم که شبیه به زخمهای عمیق و عشقهای ناکام است؛ مثل گلها و لالههای کشمیر که زیباییشان پنهان از غم و اندوه است.
در کوی جنون کلبه ما نیز نشان است
گامی دو سه از خانه زنجیر گذشته
هوش مصنوعی: در خیابان دیوانگی، کلبه ما هم نشانی دارد، چند قدمی از خانه زنجیر رفتهایم.
یکباره کلیم از لب و دندان تو دل کند
طفل هوسش زین شکر و شیر گذشته
هوش مصنوعی: یکباره موسی از زیبایی لب و دندان تو دل کند و کودک هوسران، طعم شیرین شکر و شیر را فراموش کرد.