برگردان به زبان ساده
دل پس از طوف حرم بر در میخانه نشست
هر کجا شیشهٔ می دید چو پیمانه نشست
هوش مصنوعی: دل پس از یک دوره آشفتگی و دردسر، در نزدیکی در ورودی میخانه آرام گرفت. هر زمان که شیشهای از شراب را میدید، احساس آرامش و خوشحالی به او دست میداد و گویی به آرامی در کنار آن نشسته است.
رفتی از دیده و من دشمن چشمم، که چرا
بسفر زود رود هر که درین خانه نشست؟
هوش مصنوعی: تو رفتی و من به چشمانم برنده شدهام، چون چرا هر کس که در این خانه نشسته، زودتر میرود و سفر میکند؟
کس گرفتار بر ابروی تو چون چشمت نیست
زیر آن تیغ بلا سخت اسیرانه نشست
هوش مصنوعی: هیچکس مانند چشمان تو به زیر ابروی تو گرفتار نشده است؛ زیر آن تیغ دردناک، به شدت در دام عشق تو گرفتار گشته است.
همنشین میدهیم پند، ولی معذوری
خوی دیوانه گرفت آنکه به دیوانه نشست
هوش مصنوعی: ما نصیحت میکنیم و آگاهی میدهیم، اما کسی که با دیوانه نشست، به دلیل ویژگیهای خاص او، نتوانست از آن دستورها پیروی کند و خود نیز دچار حالتی مشابه شد.
بیشتر از همه مرغ دل ما را کشتی
جرمش این بود که در دام تو بیدانه نشست
هوش مصنوعی: بیشتر از همه، دل ما را به خاطر این که بدون هیچ دلیلی و بدون اینکه چیزی داشته باشیم، به دام تو افتادیم، به دردسر انداختی.
خواهم از پای خود این بند وفا بردارم
چون نگین چند توان بر در یک خانه نشست؟
هوش مصنوعی: من میخواهم از پای خود این سنگینی و تعهد را بردارم، چون چه تعداد نگین میتواند در یک خانه جمع شود؟
ترک این هرزه رویها نتوان کرد، کلیم
نمکش رفت چو دیوانه به ویرانه نشست
هوش مصنوعی: توجه به این چهرههای نامناسب و بیمقدار ممکن نیست، زیرا کلیم (موسای کلیم) هم در حالی که دیوانهوار به خرابهای رفته بود، در تلاش بود تا از این وضعیت نجات یابد.