برگردان به زبان ساده
نمک ز گریه و تأثیر از فغان رفته
دعا اثر نکند گر بآسمان رفته
هوش مصنوعی: اگر اشکهای من به خاطر درد و فریاد باشد، دعاهایم تأثیری نخواهد داشت حتی اگر به آسمان بروند.
دهان تنگ تو گاهی بچشم می آید
کمر کجاست که یکباره از میان رفته
هوش مصنوعی: دهان کوچک تو گاهی به چشم میآید، کمر کجاست که ناگهان ناپدید شده است.
دل شکفته نماندست در جهان ور هست
گلیست چیدنش از یاد باغبان رفته
هوش مصنوعی: دل شاداب و سرشار از محبت در این دنیا دوام نمیآورد؛ اگر هم وجود داشته باشد، مانند گلی است که چیدن آن از خاطر باغبان رفته است.
چگونه سیل بزنجیر موج بند شود
مگوی پند که ما را ز کف عنان رفته
هوش مصنوعی: چگونه میتوان از قدرت و شدت سیلی که با زنجیر هم کنترل نمیشود، صحبت کرد؟ بگذارید نصیحت نکنید، زیرا ما کنترل شرایط را از دست دادهایم.
همه بقدر ادب بهره می برند زدوست
مزاج فهم ز مسند بر آستان رفته
هوش مصنوعی: هر کسی به اندازه رشد اخلاقی و آداب خود از دوستیها بهرهمند میشود، کسانی که با درک و فهم بالا در جایگاههای مهم قرار دارند، از این دوستیها بیشتر استفاده میکنند.
بهار رفت و گلی در چمن نمی شکفد
صبا بسجده آنخاک آستان رفته
هوش مصنوعی: بهار تمام شده و دیگر گلی در چمن نمیروید. نسیم صبحگاهی به خاطر خاکی که از آن آستان رفته است، به سجده میرود.
ز بسکه پیروی خلق گمرهی آورد
نمی رویم براهی که کاروان رفته
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی از مردم را پیروی کردهایم، گمراه شدهایم و حالا نمیتوانیم از راهی که کاروان رفته است، پیروی کنیم.
کلیم لاف زبان آوری مزن چندین
که شمع آخر ازین بزم بیزبان رفته
هوش مصنوعی: ای دوست، دیگر از زبانوری و فخر فروشی بس کن، چرا که در نهایت، شمع این جشن نیز خاموش شده و همهٔ زیباییها به پایان میرسد.