برگردان به زبان ساده
شکارگاه معانی است کنج خلوت من
زه کمان شکارم کمند وحدت من
هوش مصنوعی: جایگاهی که در آن به جستجوی معانی میپردازم، گوشهای از تنهاییام است. از کمان روح من، ریسمان یگانگیام را به دام میاندازم.
خدنگ خامه چو پر از بنان من یابد
خطا نمی شود از صید تیر فکرت من
هوش مصنوعی: وقتی قلم من که شبیه به یک تیر است، از دست من میافتد و به طرز نادرستی مینویسد، در واقع از شکار اندیشههای من چیزی کم نمیکند.
زدور گردی جائی روم بدشت خیال
که گم شود ره طی کرده گاه رجعت من
هوش مصنوعی: از دور به جایی میروم که در آن خیال کنم و راهی را که پیمودهام فراموش کنم و به زمان بازگشت خود برسم.
چگونه معنی غیری برم که معنی خویش
دوبار بستن دزدیست در شریعت من
هوش مصنوعی: چطور میتوانم معنای دیگری را درک کنم، در حالی که فهمیدن معنی خودم را دو بار انجام دادن، از نظر اصول من نادرست است؟
ز شوق شاهد معنی همیشه همچو دوات
براه عالم بالاست چشم حیرت من
هوش مصنوعی: به خاطر عشق به محبوب، همیشه مانند دوات که بر کاغذ مینشیند، چشم حیرت من به عالم بالا خیره است.
هلاک گوهر قدر خودم که شیشه بسنگ
اگر خورد شکند در میانه قیمت من
هوش مصنوعی: اگر من خود را ارزان بفروشم، مانند شیشهای هستم که اگر به سنگ بخورد، وسطش میشکند. بنابراین، ارزش من باید حفظ شود و نباید ضایع شود.
اگر بچاه در افتم رسم باوج کمال
ز سازگاری افتادگی بطینت من
هوش مصنوعی: اگر به چاه بیفتم، از ویژگیهای واقعیام و کمال خودم، به خاطر سازگاری و تواضع رفتارم خواهد بود.
مسافتی است که صد عقده سد ره دارد
میان سبحه تزویر و دست همت من
هوش مصنوعی: میان دو چیز که یکی تزویر و دیگری اراده من است، موانع زیادی وجود دارد که جاده را بسته و حرکت را سخت کرده است.
کفن بخلوت گور است برگ و سامانی
باین غبار نیالوده کنج عزلت من
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که در کنار مرگ و در دل گور، هیچ چیزی جز سکوت و خلوت نیست. من از زندگی دوری جسته و در تنهایی خود، نمیخواهم چیزی به غبار و آشفتگی دنیای بیرون بیفزایم.
از اینکه دست امیدم کلیم کوتاه است
خدا معانی برجسته داد قسمت من
هوش مصنوعی: از اینکه امیدم به شدت کم شده و دستانم از آن خالی است، خدا به من معانی عمیق و ارزشمند بخشیده است.