برگردان به زبان ساده
تا چند همچو سوفار خندان بخون نشستن
دلتنگ و روگشاده خود را بکار بستن
هوش مصنوعی: چرا مدت زیادی را مثل سوفار خوشحال نشستهای و در حالتی غمگین به زندگی نگاه میکنی، در حالی که میتوانی از خودت استفاده کنی و فعال باشی؟
گر از نسق فتاده است احوال ما چه نقصان
عقد گهر ز قیمت کی افتد از گسستن
هوش مصنوعی: اگر اوضاع ما به هم ریخته باشد، چه سودی از این دارد که ارزش گوهری به خاطر گسستن آن کاهش یابد؟
بیماری غم او آن ناتوانی آرد
کز ضعف کس نیارد پرهیز را شکستن
هوش مصنوعی: غم او چنان فرد ناتوانی را بیمار میکند که از شدت ضعف، حتی نمیتواند از پرهیز و خودداری کردن نیز درست دوری کند.
از سیل گریه آخر دل را کدورت افزود
آورد روسیاهی آخر بآب شستن
هوش مصنوعی: از شدت گریه، دل به شدت غمگین و کدورتش بیشتر شد و در نهایت، نتیجهاش فقط سیاهی و ناامیدی بود که حتی با شسته شدن هم پاک نمیشود.
در گوشم این در پند، از پیر گوشه گیر است
دام است صحبت خلق باید زدام جستن
هوش مصنوعی: در گوش من سخنی از یک فرد با تجربه و دور از جمعیت است که به من هشدار میدهد. این صحبت با مردم مانند در دام افتادن است و باید از آن فاصله بگیرم.
گفتی کزین تک و دو کی می رسی بآرام
روزی که زی تیغش روزی شود نشستن
هوش مصنوعی: گفتی از این رفت و آمدها کی به آرامش میرسی؟ روزی که زیر این شمشیر، نشستن ممکن شود.
در ملک خاکساری رسمی است اهل دل را
در صدر هر چه گم شد در آستانه جستن
هوش مصنوعی: در دنیای خاکی، برای کسانی که اهل معنویت و دل هستند، یک سنت وجود دارد: هر چیزی که در زندگی گم شده، باید در آستانه جستجو شود.
دنیا خیال و خوابیست، این خواب نزد دانا
آسایشی ندارد بهتر ز چشم بستن
هوش مصنوعی: دنیا همچون خواب و خیال است و برای آدمهای با دانش، این خواب بههیچوجه آرامشبخش نیست و بهتر است که آدم با چشم بسته به آن بیاعتنا باشد.
باشد کلیم اگرچه شیشه دل و تنک ظرف
چون توبه تاب دارد در بستن و شکستن
هوش مصنوعی: اگرچه کلیم (موسی) با دل شیشهای و ظرفی نازک روبرو بود، اما همچنان توانایی تحمل و مدیریت شکست و توبه را دارد.