برگردان به زبان ساده
کار دوران چیست جمعیت پریشان ساختن
سیل مجبورست در معموره ویران ساختن
هوش مصنوعی: وظیفهی زمان چیست؟ به هم ریختن و آشفتگی مردم. سیل ناچار است که در شهری ویران به راه بیفتد.
پاک طینت را بکین کس نشاید گرم کرد
بهر خونریز از طلا شمشیر نتوان ساختن
هوش مصنوعی: شخصی با دل پاک و نیکو را نمیتوان به وسیلهی کینه و دشمنی گرم کرد، زیرا هرگز نمیتوان از یک طلا شمشیر ساخت.
گر طبیب همت ایام عیسی دم شود
باید از وی درد فقر خویش پنهان ساختن
هوش مصنوعی: اگر روزگاری پزشک مانند عیسی بیاید، باید درد فقر خود را از او پنهان کنیم.
ابر اگر از طینت اهل جهان آگه شود
قطره سازی را بدل سازد به پیکان ساختن
هوش مصنوعی: اگر ابر از ذات و ویژگیهای انسانها باخبر شود، میتواند به جای باریدن قطرههای باران، آنها را به تیرهایی تبدیل کند که عواطف و احساسات را نشانه میگیرند.
ترک دنیا پیش این دنیاپرستان کافریست
چون بکیش هندوان بتخانه ویران ساختن
هوش مصنوعی: ترک کردن دنیا در مقابل کسانی که به دنیا وابستهاند، بیدینی محسوب میشود، مانند اینکه هندوان برای ویران کردن بتخانه از کشتن دست بکشند.
گریه ما را گر میرابی گلشن دهند
عاجز آید نوبهار از غنچه ویران ساختن
هوش مصنوعی: اگر ما به خاطر گریههایمان، بهارانهای از گلها را به دست آوریم، باز هم بهار از ویرانیِ غنچهها ناتوان خواهد بود.
با همه ناقابلی دارد هنرها بخت ما
می تواند از گل و ریحان مغیلان ساختن
هوش مصنوعی: با وجود تمام نقصها و کمبودهایمان، هنر و استعداد ما این قدرت را دارد که از گل و ریحان به زیبایی بهرهبرداری کند و چیزهای ارزشمندی بسازد.
بیکدورت راحت از گیتی نشاید چشم داشت
زانکه ناچارست با دود چراغان ساختن
هوش مصنوعی: به آرامش و آسایش در کنار تو نباید از دنیای بیرون امید داشت، زیرا ناگزیر باید با سختیها و مشکلاتی که بهواسطه روشناییهای مصنوعی ایجاد میشوند، کنار آمد.
نار پستان دست فرسود هوا باشد کلیم
بعد از این خواهیم با سیب زنخدان ساختن
هوش مصنوعی: آتش سوزان مانند پستانی است که از دست رفته و حالا کلیم پس از این تصمیم دارد با زیباییهای زنانه دل ببرد.