برگردان به زبان ساده
کسی نیم که زکس حرف سرد برگیرم
من آتشم چه عجب گر زباد در گیرم
هوش مصنوعی: من هیچکس را نمیشناسم که وقتی با او صحبت میکنم، احساس سرما کنم. من آتشام؛ چه شگفتانگیز است اگر از بادی نیز تحت تأثیر قرار گیرم.
چنان ز کوی طمع پا کشیده همت من
که عارم آید اگر پند از پدر گیرم
هوش مصنوعی: من آنقدر از راه طمع دور شدهام که اگر بخواهم از پدرم نصیحتی بگیرم، برایم شرمآور است.
بغیر قطره ز میراب قسمتم نرسد
اگرچه جا بدل بحر چون گهر گیرم
هوش مصنوعی: اگرچه دریا در دسترس است و میتوانم مثل جواهر از آن بهرهمند شوم، اما به جز قطرهای از چشمه زندگیم به چیز دیگری نخواهم رسید.
ز بیخودی خبر دل زچشم او پرسم
زمیکشان خبر از حال شیشه گر گیرم
هوش مصنوعی: در حالتی که از خود بیخبریم، من از چشمان او درباره دل او سؤال میکنم و اگر از شیشهگر خبری بگیرم، از آن نیز میپرسم.
مرا ز گرم روی رهنما ز پس ماند
اگر بملک فنا رهبر از شرر گیرم
هوش مصنوعی: اگر راهنمایی با چهرهای گرم و دوستداشتنی از من دور شود، در دنیای فانی که وجود دارد، من از آتش یا خطرات آن راه را خواهم گرفت.
سرم بملک سلیمان فرو نمی آید
اگرچه خشت ندارم که زیر سر گیرم
هوش مصنوعی: اگرچه من چیزی برای تکیهگاه ندارم، اما هرگز زیر بار سلطنت سلیمان نمیروم و در برابر آن تسلیم نخواهم شد.
نهال خوش ثمرم لیک کس ندیده برم
که سنگ حادثه نگذاشت برگ و بر گیرم
هوش مصنوعی: من درختی هستم که میوههای خوبی میدهم، اما کسی به من توجه نکرده است؛ چون حوادث تلخ اجازه ندادند که برگ و بار مناسب داشته باشم.
کلیم با دل دیوانه ای که در بر اوست
چو بر نیایم، چون دل زدوست برگیرم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به معشوق نزدیک شوم و او را در آغوش بگیرم، دلم را از عشق او جدا میکنم.