برگردان به زبان ساده
در جستجوی وصلت، آن رهرو بلایم
کز فرق همچو شانه بگذشته خار پایم
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به وصال، من راهی هستم که به خاطر شرایط دشوار زندگی مانند خارهایی که در پا میرود، رنج میکشم و از سر درد و مصیبت در حال عبور هستم.
یکپای در خرابات، پای دگر بمسجد
یکدست رهن ساغر یکدست در دعایم
هوش مصنوعی: نیمهای از وجودم در جایی آلوده و ناپاک است و نیمه دیگر در مکانی مقدس. یک دستم مشغول نوشیدن از جام است و دست دیگرم در حال دعا کردن.
تا سینه چاک کردم ناخن تمام فرسود
اکنون بعقده دل درمانده چون درایم
هوش مصنوعی: تا زمانی که سختیها را تحمل کرده و قلبم را شکافتم، ناخنهایم فرسوده شدند. حالا در موقعیتی هستم که به خاطر دردهای درونیم درمانده و ناامید شدهام.
در گلشنی که خارش نگرفت قیمت گل
خاکم بسر که دایم چون آب کم بهایم
هوش مصنوعی: در باغی که کسی به آن توجه نمیکند و هیچکس به آن اهمیت نمیدهد، ارزش من همچون گل ریشهدار کم است و دائماً مانند آب، با فقدان و بیارزشی مواجهام.
تا آشنای مائی بیگانه ام ز عالم
مستغنی از طبیبان از درد بیدوایم
هوش مصنوعی: من چون با تو آشنا هستم، دیگر از درد و رنج خود رنج میبرم و نیازی به پزشکان و درمان ندارم.
از تازه گلبن خود پیوند تا بریدم
با هیچکس نسازم گوئیکه خار پایم
هوش مصنوعی: من از باغچهی تازهام پیوند را بریدم تا با هیچکس ارتباطی نداشته باشم، حتی اگر که این باعث شود خارها به پایم بروند.
پروانه اسیرم در بزم آفرینش
هر شمع ریسمانی می تابد از برایم
هوش مصنوعی: پروانهای که به نور جذب شده، در زندگی من در حال پرواز است. هر شمعی که روشن میشود، مانند ریسمانی برای من میتابد و جلب توجه میکند.
باشد نمایش من پنهان در آزمایش
منگر که تیره بختم شمشیر بی جلایم
هوش مصنوعی: من در آزمایشهایم پنهان هستم و نباید به ظاهر نامساعد و بدشکلی که دارم توجه کنی.
از بس کلیم رفتم در زیر بار محنت
بر دوستان گرانم گر سایه همایم
هوش مصنوعی: به خاطر رنجها و مشقتهایی که متحمل شدم، حالا برای دوستانم که به من نزدیک هستند، بار سنگینی شدم، حتی اگر همای سعادت بر سر من سایه بیفکند.