برگردان به زبان ساده
آستین گریه را گاهی که بالا می زنم
سیلی سیلاب بر رخسار دریا می زنم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات که اشکهایم را از دستانم بیرون میزنم، قطرات باران مانند سیلی بر روی چهره دریا میبارند.
نیستم بیکار، شغلی می تراشم بهر خویش
دست اگر بردارم از سر تیشه برپا می زنم
هوش مصنوعی: من بیکار نیستم، در حال تلاش برای پیدا کردن شغلی هستم. اگر دستم را از کار بکشند، از تیشهام به خوبی استفاده میکنم و کار جدیدی را آغاز میکنم.
کی هوای گوشه عزلت ز سر بیرون کنم
منکه طعن دربدر گردی بعنقا می زنم
هوش مصنوعی: من چطور میتوانم از فکر و حال و هوای گوشهنشینیام رها شوم، وقتی که به خاطر مشکلات و سختیها به دنبال حقیقت میروم و راهی برای رسیدن به آن پیدا نمیکنم؟
در خطرها یاری از کس خواستن بیجوهریست
بر صف مژگان خونریز تو تنها می زنم
هوش مصنوعی: در شرایط سخت، طلب کمک از دیگران بیفایده است؛ زیرا من با چشمان خونین تو تنها به مبارزه میزنم.
دست بر هم می زنم از حسرت دامان تو
منکه پشت پا بسامان دو دنیا می زنم
هوش مصنوعی: من از حسرت دیدن تو، به دست زدن وادار میشوم و در حالی که به هر دو دنیا پشت پا میزنم، چیزی جز احساس عشق و دلتنگی برای تو ندارم.
در کنار تربیت مانند لعلش جا دهد
شیشه می را گر از مستی بخارا می زنم
هوش مصنوعی: در کنار تربیت، مانند لعل که در شیشه جا میگیرد، من نیز اگر از مستی حرف بزنم، از بخارا میگویم.
نم نگیرد ساغرم از خشکی طالع کلیم
چون حباب ار کاسه خود را بدریا می زنم
هوش مصنوعی: اگر جزء حبابی باشم، با اینکه سرنوشت خشک و بیبرکت است، اگر به دریا بزنم و تلاش کنم، ساغرم از بیخبری و قحطی سرنوشت نم نمیگیرد.