برگردان به زبان ساده
دل را از آن دو طره پرفن گرفته ام
از هند زلف رخصت رفتن گرفته ام
هوش مصنوعی: دلم را به خاطر دو رشته موی زیبا به خود جلب کردهام و از زیباییهای زلف او اجازهی رفتن گرفتهام.
با شعله ام بنسبت عریانی الفت است
زان روی جا بگوشه گلخن گرفته ام
هوش مصنوعی: من با شعله آتش نسبت نزدیکی دارم و به همین دلیل در گوشهای از کوره، خودم را پنهان کردهام.
هرگز ز سنگ دلشکنانم هراس نیست
این شیشه را برای شکستن گرفته ام
هوش مصنوعی: هرگز از دل سنگی و بیاحساس آنها نمیترسم، چون این شیشه را بهطور خاص برای شکستن ساختهام.
دانسته ام حقیقت خود را چنانچه هست
در کین خویش جانب دشمن گرفته ام
هوش مصنوعی: من حقیقت وجود خود را مانند آنچه که هست شناختهام و به همین دلیل در مقابل دشمنانم موضعگیری کردهام.
چشم از جهان ببستم و نور دلم فرود
روشن شده است خانه چو روزن گرفته ام
هوش مصنوعی: چشمم را از دنیای بیرون بستم و نور دل من در درونم روشن شده است، گویی که خانهام همچون روزن روشن و پراز نور شده است.
آخر بسان فاخته ام شد گلو کبود
منت ز خلق بسکه بگردن گرفته ام
هوش مصنوعی: در پایان، مانند فاختهای شدهام که گلویم کبود است، چون بیشتر از حد از مردم توقع داشتهام و بار سنگینی بر دوش گرفتهام.
تا چند در نی قلم آتش زند سخن
من هم کلیم خامه ز آهن گرفته ام
هوش مصنوعی: چرا همچنان در حال زبانی آتشین هستم؛ سخن من نیز همچون کلیم، با قلمی از آهن نوشته میشود.