برگردان به زبان ساده
همه پاکان بحر و بر دیدم
چه تری ها زخشک وتر دیدم
هوش مصنوعی: تمامی آدمهای خوب را در دریا و زمین مشاهده کردم و دیدم که چقدر تر و تازهاند، در حالی که در مقابل آنها، حال و هوای خشک و بیحالی وجود دارد.
نیک و بد در زمانه ما نیست
هر چه دیدم ز بد بتر دیدم
هوش مصنوعی: در زمانه ما خوب و بد وجود ندارد و آنچه که من مشاهده کردهام، بدها از بدترها بیشتر بودهاند.
سوختن در فراق او این بود
پختگی ها کزین سفر دیدم
هوش مصنوعی: در دوران جدایی از او، به درد و رنجی که کشیدم، به رشد و بلوغی رسیدم که از این تجربه به دست آمد.
می رمم همچو سگ گزیده زآب
بسکه طوفان ز چشم تر دیدم
هوش مصنوعی: من همچون سگی که از گزیدگی فرار کرده، به آب میروم، زیرا آنقدر طوفان را با چشمانم دیدهام.
سرمه را دیده ام بآب دهد
دود آتشگه جگر دیدم
هوش مصنوعی: من سرمه را دیدهام که در آب حل میشود و در آتش جگر، دودی را مشاهده کردهام.
عقل را در سرم بچرخ آورد
پیچ و تابی کز آن کمر دیدم
هوش مصنوعی: در ذهنم افکار و اندیشههای مختلفی به گردش درآمدند که باعث شدند تا از زیبایی و کمال دنیا لذت ببرم و متوجه ظرافتهای زندگی شوم.
می روم رو شکفته تا دم تیغ
چین پیشانی سپر دیدم
هوش مصنوعی: من به سوی گلهای شکفته میروم و در حالی که تیغ بر روی پیشانیام قرار دارد، سپر خود را نیز مشاهده میکنم.
باطنش همچو پشت آینه بود
ظاهر هر که صاف تر دیدم
هوش مصنوعی: دل او مانند پشت آینه صاف و بیعیب است؛ هر کس را که بیشتر بشناسم و ببینم، بیشتر متوجه این صفا و پاکی میشوم.
شیشه از سنگ آن ندید کلیم
که من از بالش هنر دیدم
هوش مصنوعی: من هیچگاه شیشه را از سنگ ندیدم، ولی من زیبایی را از بالشی که هنر را در خود دارد، مشاهده کردم.