برگردان به زبان ساده
ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم
که در غمش بگریبان نمی رسد زورم
هوش مصنوعی: دلم شکسته و ضعیف است و خیلی غمگینم، اما توانایی این را ندارم که در میان این غم به خودم برسید.
هزار بار ازین همرهان گسستم و باز
فلک نهشت جدا همچو تار طنبورم
هوش مصنوعی: من بارها از همراهانم جدا شدم، ولی باز هم سرنوشت مرا به هم پیوند میزند، مانند تارهای طنبور که همچنان به هم متصل هستند.
سرم بغیر گریبان فرو نمی آید
بدستگاه قناعت ز بسکه مغرورم
هوش مصنوعی: سرم به غیر از گریبانم نمیرسد، به خاطر اینکه به قناعت عادت نکردهام و از خودم خیلی مغرور هستم.
چنینکه صورت خامم کدورت انگیزست
ببزم دهر تو گوئی چراغ بینورم
هوش مصنوعی: منظور این است که چهرهام ناپاک و کدر است، اما وقتی در دنیای تو قرار میگیرم، مانند چراغی روشن و تابناک میشوم.
ز خلق راحت تنهائیم رهانیده
بکنج خلوت خود در بهشت بیحورم
هوش مصنوعی: از دلدادگی و دردهای مردم رهایی یافتهام و در گوشهی خلوت خود مانند بهشتی آرام و بیهیاهو زندگی میکنم.
بباغ دهر خس آشیانه را مانم
که در میان طراوت ز خرمی دورم
هوش مصنوعی: به باغ زمان مانند درختی هستم که در میان سرسبزی و شادی، دور از شادابی زندگی قرار دارم.
ز ضعف بار مداوا نمی توانم برد
طبیب را چه گنه گر همیشه رنجورم
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانیام، نمیتوانم از باری که بر دوشم هست، رهایی یابم. طبیب چه تقصیری دارد اگر همیشه در درد و رنج هستم؟
نیافتم هنری بهتر از سبکباری
اگر ندارم چیزی ببار معذورم
هوش مصنوعی: من هنری جز سبکی بار را نیافتم، اگر چیزی ندارم که ارائه دهم، عذرخواهم.
در انتظار خرابی بسر رود عمر
کلیم همچو حباب آنزمان که معمورم
هوش مصنوعی: در انتظار این هستم که عمرم به پایان برسد، مانند حبابی که در لحظهای میترکد و نابود میشود، در حالی که در حال حاضر زندگیام پر از صمیمیت و سرزندگی است.