برگردان به زبان ساده
هر آه حسرتی که به تنها کشیده ام
در بر بیاد آن قد رعنا کشیده ام
هوش مصنوعی: هر بار که از روی حسرت نالهای کردهام، یاد تو را در دلم زنده کردهام.
از رعشه خمار چو کف سبحه گیر نیست
بیهوده دست خویش ز صهبا کشیده ام
هوش مصنوعی: در حالتی که مستی مرا در بر گرفته و بدنم لرزان است، بیهوده دستم را از شراب کنار نکشیدهام، مانند این که دانههای تسبیح را در دست گرفته باشم.
ارباب عقل محرم اهل جنون نیند
از موی سر نقاب بسیما کشیده ام
هوش مصنوعی: من با عقل و اندیشهام وارد دنیای دیوانگان شدهام و برای پنهان کردن چهرهام، از مویم پوشش ساختهام.
همچون نهال دست نشان بهر تربیت
بردم بدیده خار که از پا کشیده ام
هوش مصنوعی: من مانند نهالی که برای پرورش خود به سختی و زحمت گماشته شدهام، به دقت و مراقبت توجه کردهام، حتی به درد و رنجهایی که از خاری که از پاهای دیگران کشیدهام.
در جستجوی وصل تو چون مار سر زده
سر را بجا گذاشته و پا کشیده ام
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به تو، همچون ماری که سرش را از جا میکند و پاها را عقب میکشد، من نیز از خود اثری بجا گذاشته و عقبنشینی کردهام.
بیش از دو دست شخص بخواهش دراز نیست
من این دو دست را ز دو دنیا کشیده ام
هوش مصنوعی: من بیشتر از آنچه که دارم نمیتوانم از دنیا درخواست کنم، زیرا این دو دستی که دارم، از دو دنیا برای من به ارمغان آمدهاند.
از بهر ارمغانی اطفال چون کلیم
دایم بشهر سنگ ز صحرا کشیده ام
هوش مصنوعی: به خاطر هدیهای که به کودکان میزنم، مانند کلیم (موسی) همیشه به شهر سنگ (بیت المقدس) از صحرا آمدهام.