برگردان به زبان ساده
نمیرم تا براهت برنمی آید تمنایم
نماید تا قدم بیرون نیاید خارت از پایم
هوش مصنوعی: من تا زمانی که تو به سراغم نیایی، نمیمیرم. آرزوی من این است که قبل از اینکه تو بیایی، پایم به زمین نچسبد و نتوانم حرکت کنم.
زبس گرمست نتواند نشستن هیچکس آنجا
عجب نبود اگر در بزم او خالی بود جایم
هوش مصنوعی: به قدری جو این مجلس گرم و شلوغ است که هیچکس نمیتواند در آنجا بماند. تعجبی ندارد اگر در چنین گردهمایی، جای من خالی باشد.
چو از آتش فزونتر مضطرب باشد سپند ما
بکویت گر نمی آیم نپنداری شکیبایم
هوش مصنوعی: هرگاه که دل ما از شدت عشق به تو بیشتر از آتش مضطرب و ناآرام باشد، اگر به نزد تو نمیآییم، این را نپندار که صبر و تحمل داریم.
زتیغت چاک چاکم، گر بر آرم از جگر آهی
چو اوراق پریشان می رود بر باد اعضایم
هوش مصنوعی: از زخمهای تو جگرم پارهپاره شده، و اگر از دل خود آهی بیرون بیاورم، مانند برگهای پریشان در باد، اعضایم به سرگردانی میرود.
هوای وادی لیلی زبس دیوانه ام دارد
بشهرم گر کسی گم کرد می جوید بصحرایم
هوش مصنوعی: هوا و حال و هوای لیلی به قدری مرا دیوانه کرده است که اگر کسی من را در شهر گم کند، به دنبالم در بیابان خواهد گشت.
متاع دل بهر کس داده بودم باز می گیرم
پریشان طره ای دیدم که بر هم خورد سودایم
هوش مصنوعی: من برای همه دل خود را بخشیده بودم، اما اکنون آن را پس میگیرم؛ چون دیدم که یک دسته مو به هم ریخته، خیال و فکر من را به هم زد.
برای زخم می ترسم که در تن جای نگذارد
اگر داغ وفا زینگونه می گیرد سراپایم
هوش مصنوعی: مبادا که زخمهایی که بر تن میزنند، اثری دائمی برجا بگذارند. چرا که اگر وفا به این شکل در دل من نفوذ کند، تمام وجودم را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
چو مینا خون من بادا حلالت گر یکی نبود
بسان شیشه در مهرت یکی پنهان و پیدایم
هوش مصنوعی: اگر مینا از خون من پر شود، در این صورت حلال تو هستم. اگر یکی نباشد، همانند شیشه ای که در عشق تو پنهان و در عین حال نمایان است.
کلیم ار نه غبار درگه افتادگی گردم
نخواهد برد هرگز طالع از پستی ببالایم
هوش مصنوعی: اگر نباشم در پناه اهل تقوی و دعا، هرگز ستاره بخت من از پایین به بالا نخواهد رفت.